قانون امور حسبي – اختيارات و مسئوليت قيم

2

قانون امور حسبي – در قیومیت

فصل سوم اختيارات و مسئوليت قيم

ماده 74- قيم از تاريخي كه سمت قيمومت به او اطلاع داده مي‌شود شروع به اعمال قيمومت خواهد نمود .

1-   شروع به اعمال قیمومیت از تاریخ است که سمت قیمومیت به او اطلاع داده می شود .

2-   قیم صرف قبول قیمویمت در امور محجور دارای اختیار و مسئولیت می شود .

ماده 75- هرگاه قيم پس از تاريخ نصب و قبل از ابلاغ به او عملي به عنوان قيمومت نسبت به محجور كرده باشد نافذ است .

1-   هرگاه قیم قبل از ابلاغ نصب به او قیمومیت محجور عملی را به عنوان قیمومیت نسبت به امور محجور انجام داده باشد ، اعمال او نافذ خواهد بود .

2-   اصل بر اعمال قیمومیت نصب شخص به قیمومیت است ، ابلاغ آن در واقع تشریفاتی است جهت اطلاع قیم

ماده 76- قيم در سياهه اموال محجور كه در ابتدا دخالت خود تنظيم مي‌كند بايد برگ‌هاي بهادار و اسناد ديون و اسناد املاك و تمام برگ‌هايي كه داراي اهميت است ذكر نمايد و برگ‌هايي كه بها و اهميتي ندارد هر نوعي از آن‌ها را عليحده بايگاني و عدد برگ‌ها را در سياهه دارايي قيد كند .

1-   پس از ابلاغ سمت قيموميت به قيم، قيم براي اينكه بتواند دارايي مولي عليه را درست اداره نمايد، و وظايف خود را نسبت به مسئوليت خويش انجام دهد بايد آن اموال و دارايي را از طريق قانوني به تصرف خود درآورده و دادستان با نماينده او بايد نسبت به ميزان دارايي مولي عليه تحقيقات لازم را بعمل آورند. (نحوه عمل رسيدگي به در خواست تعيين قيم و امين امور حسبي 1 ص101 و 102 از مؤلف)

2-   قیم باید اسناد و برگه های بهادار اسناد دیون و اسناد املاک و تمام برگه هایی که دارای اهمیت فوق العاده هستند را بعد از ذکر نام آن در سیاه دارایی ، هر نوع از آنها را بایگانی می نماید . ( از منابع سابق ص 102 از مؤلف )

3-   اين صورت برداري كه ماده فوق‌الذكر از آن نام برده، به چند جهت مفيد بوده و در اجراي قيموميت مؤثر خواهد بود; زيرا صورت‌برداري در تهيه حسابها و هزينه‌ها مفيد است و دادستان از اموال و دارايي محجور كه تحويل قيم داده با خبر است كه در صورت نبودن جنس بايد مشخص كند كه چگونه و چرا آن را فروخته و در چه جهتي هزينه نمده است، بطور كلي بايد وضعيت آن را روشن كند.(منابع سابق ص102 از مؤلف)

ماده 77- قيم بايد اجرت كسي كه براي حفظ اموال از طرف دادستان يا دادرس معين شده است از مال محجور بپردازد .

1-   دادستان یا دادرس دادگاه در صورتی که تشخیص بدهند که برای حفظ اموال محجور نیاز به حافظ است ، شخصی را برای این کار تعیین خواهند کرد .

2-   قیم مکلف است اجرت حافظ اموال محجور را که از طرف دادستان یا دادرس تعیین شده ، از مال محجور پرداخت نماید .

ماده 78- قيم مي‌تواند هزينه تهيه صورت حساب و تسليم اموال را اگر از اموال محجور برنداشته است پس از زوال سمت خود از محجوري كه رفع حجر او شده يا كسي كه به جاي او به سمت قيمومت منصوب شده است مطالبه نمايد .

1-   مطابق این ماده قیم می تواند هزینه تهیه صورت حساب و تسلیم اموال را از اموال محجور برداشت کند .

2-   در صورتی که سمت قیم زایل شده باشد یا عزل شده باشد ، هزینه تهیه صورتحساب و تسلیم اموال را اگر از اموال محجور بر نداشته است در صورتی که از محجور رفع حجر شده باشد ، از او دریافت کرده و در صورتی که از محجور رفع حجر نشده و کسی دیگری به جای او به سمت قیمومیت منصوب شده از او مطالبه هزینه را نماید .

ماده 79- قيم بايد در ترتيب و اصلاح حال محجور سعي و اهتمام نمايد و در امور او رعايت مصلحت را بنمايد .

1-   قیم در واقع نماینده قانونی محجور است که باید در تربيت و نگاهداری و اصلاح حال محجور سعی و تلاش نماید ، و در امور مربوط به محجور رعایت مصلحت او را بنماید .

2-   در صورت نبودن ابوین صغار مواظبت و نگاهداری و تربیت طفل به عهده قیم خواهد بود .

3-   مواظبت و تربیت و نگاهداری شخص محجور می تواند به صورت زیر تجلی کند . الف) نگهداری و رعایت بهداشت و جلوگیری مولی علیه از خطرات جانی که ممکن است ، او را تهدید کند . ب) سعی و کوشش در بهبود وضعیت جسمانی مولی عیله و چنانچه او بیمار شود قیم باید در صدد معالجه و مداوا او برآید . ج) سعی و کوشش در تعلیم و تربیت صغیر که علم و صنعت و حرفه ای که ذوق به آن را دارد و مناسب با محیط و وضعیت خانوادگی او باشد بیاموزد.

4-   طبق صريح مادتين 1207 و 1208 قانون مدني اشخاص غير رشيد و مجانين از تصرف در اموال و حقوق مالي خويش ممنوع هستند و اين وظيفه در زمان حيات پدر و يا جد پدري بر عهده آنان و در صورت نبودن آنها طبق مقررات قانون امور حسبي بر عهده وصي يا قيم خواهد بود .

ماده1183 قانون مدني مقرر داشته كه قيم در كليه امور مربوط به اموال حقوق مالي نماينده مولي عليه خويش مي‌باشد اختيارات و وظايف قيم همان اختيارات و وظايفي است كه ولي قهري بر عهده دارد، به علاوه قيموميت از مسائل تابعه احوال شخصيه مي‌باشد كما اينكه در ماده 1227 قانون مدني بالصراحه يادآور گرديده كه فقط كسي را محاكم و ادارات و دفاتر اسناد رسمي به قيموميت خواهند شناخت كه نصب او مطابق قانون توسط محكمه يا از طرف محضري به عمل آمده باشد كه قانوناً قائم‌مقام محكمه شرع محسوب مي‌شود.در ماده 79 قانون امور حسبي تصريح گرديده كه قيم حتي مي‌تواند اجازه به كار يا پيشه به مولي‌عليه خود بدهد، اداره اموال و امضاء سند ولادت را در صورت نبودن ولي قهري به عهده قيم يا وصي يا امين گذاشته است، بنا به جهات فوق با توجه به اينكه صغار يا محجورين از مداخله در امور اموال خويش ممنوع مي‌باشند و ولي يا قيم يا وصي از طرف آنان در امور مالي و حقوقي آنان مداخله خواهند نمود، لذا تقديم دادخواست به مراجع قضايي دائر بر اصلاح شناسنامه و امثال آن بر عهده ولي قهري يا وصي يا قيم خواهد بود.(نظريه شماره 1658/7-8/4/62 اداره حقوقي دادگستري قوه قضائيه)

ماده 80- قيم بايد اموال ضايع شدني محجور را بفروشد و از پول آن با رعايت مصلحت محجور مالي خريداري و يا به ترتيب ديگري كه مصلحت باشد رفتار نمايد .

1-   قیم مکلف است اموال ضایع شدنی محجور را بفرشد و با وجه حاصل از فروش اموال ضایع شدنی با رعایت غبطه محجور مالی دیگری را معامله نماید تا سرمایه او افزایش پیدا کند و از معاملات که ضرر به غبطه محجور است خودداری نموده و وجه آن را در یکی ازبانکهای معتبرموقتا بسپارد تا طریقی برای بهره برداری از آن بیاید و نمی توان وجه مورد نظررا برای مدت طولانی را که نگه داشت (منابع سابق ص 103 از مولف).

2-   قیم می تواند هم مال را به وجه نقد به فروش برساند و هم در صورتی که ضرری متوجه محجور شود یا غبطه او را در نظر بگیرد می تواند از طریق معاوضه و یا هر طریقی که بداند اموال را به جنس احسن تبدیل کند تا از ضایع شدن اموال جلوگیری شود . ( منابع سابق ص 103 از مولف )

ماده 81- قيم مي‌تواند با رعايت مصلحت اموال منقوله‌اي كه مورد احتياج محجور نيست فروخته و نسبت به پول آن مطابق ماده فوق عمل نمايد .

1-   هرگاه محجور اموال منقولی از قبیل میز ، مبل و فرش و لوازماتی که نگهداری ان هزینه زیادی در بردارد و یا خود اموال هم به تدریج از مد می افتد و ضایع و فرسوده می شود و برای محجور قابل استفاده نیست و محجور نیاز به آن ندارد ویا هر اموال غیر ضرروی که محجور احتیاجی به آن ندارد قیم می تواند لن مال را فروخته و از پول ان مال دیگری برای محجور خریداری نماید که منافع بیشتری برای محجور داشته باشد ، در فروش آن مال باید غبطه و مصلحت محجور رعایت شود ، اگر چه وظیفه قیم اداره و نگاهداری از اموال محجور است و این امر ایجاب نمی کند که اموال محجور را قیم بفروشد مگر اینکه غبطه و مصلحت محجور در فروش آن باشد .

2-   قیم نمی تواند اموالی منقولی که در معرض ترقی قیمت است و بر ارزش آن افزوده می شود اگر چند محجور نیازی به ان نداشته باشد ، آن را بفروشد .

ماده 82- قيم بايد هزينه زندگاني محجور و اشخاص واجب‌النفقه او و همچنين هزينه معالجه آن‌ها را در بيمارستان و غيره و هزينه لازم ديگر از قبيل تربيت اطفال محجور را بپردازد و اگر محجور ديوانه باشد بايد به حسب اقتضا در خانه يا تيمارستان تحت معالجه قرار داده شود .

1-قيم مكلف است هزينه زندگي محجور و اشخاص واجب‌النفقه او و هزينه معالجه آن‌ها را در بيمارستان و هزينه تربيت اطفال محجور را بپردازد

2-هزينه محجور به وسيله دادستان (مدعي ‌الامور) با توجه به مقدار دارايي و موقعيت اجتماعي و وضعيت جسمي و روحي او مشخص و معين مي‌گردد .

3-قيم نماينده امور دارايي و اموال محجور است و در تعهدات قانوني محجور را بايد از دارايي و اموال او پرداخت كند.

4-هرگاه مولي‌عليه هزينه‌اي بيشتر از مبلغ تعيين شده توسط دادستان داشته باشد ، پس از پيشنهاد قيم و تصويب دادستان قابل پرداخت خواهد بود.

5-مدعي‌العموم يا نماينده او بايد بعد از ملاحظه صورت دارايي مولي‌عليه مبلغي را كه ممكن است مخارج ساليانه مولي‌عليه بالغ بر آن گردد و مبلغي را كه براي اداره كردن دارايي مزبور ممكن است لازم شود.معين نمايد قيم نمي‌تواند بيش از مبالغ مزبور خرج كند مگر با تصويب مدعي‌العموم(ماده 1237 قانون مدني)

6-حسب صريح ماده 1235 قانون مدني مواظبت ومراقبت از محجور بر عهده قيم است و همانطور كه مادتين 79 و 82 قانون امور حسبي نيز صراحت دارد مجنون بايستي بر حسب اقتضا در خانه يا تيمارستان تحت معالجه قرار گيرد.(نظريه شماره 2034/7-26/4/61 اداره حقوقي دادگستري قوه قضاييه)

* الف) نظر مشورتي اداره حقوقي دادگستري

نگهداري مجانين :

سؤال : در مورد مجانين بي‌آزار يا كم‌آزار چه بايد كرد ؟ و چه مقامي حق اقدام دارد ؟

نظر مشورتي : حسب صريح ماده 1235 قانون مدني مواظبت و مراقبت از محجور بر عهده قيم است و همان طور كه مادتين 79 و 82 قانون امور حسبي نيز صراحت دارد مجنون بايستي برحسب اقتضاء در خانه يا تيمارستان تحت معالجه قرار گيرد .

1-   قیم ملکف است هزینه زندگی محجور و اشخاص واجب النفقه او و هزینه معالجه آنها را در بیمارستان و هزینه ترتیب اطفال محجور را بپردازد .

2-   هزینه محجور به وسیله دادستان (مدعی العموم ) با توجه به مقدار دارایی و موقعیت اجتماعی و وضعیت جسمی و روحی او مشخص و معین می گردد .

3-   قیم نماینده امور دارایی و اموال محجور است و تعهدات قانونی محجور را باید از دارایی و اموال او پرداخت کند .

ماده 83- اموال غيرمنقول محجور فروخته نخواهد شد مگر با رعايت غبطه او و تصويب دادستان .

* نظريه شماره 6055/7 مورخ 29/9/1373

نظريه مشورتي اداره كل حقوقي قوه قضائيه

سؤال : با توجه به مواد ( 83 ، 119 ، 142 ، 147 و 148 ) قانون امور حسبي ، آيا دادستان مي‌تواند رأساً نسبت به فروش اموال منقول و غيرمنقول غايب با رعايت غبطه او اقدام نمايد يا خير؟ و چنانچه نتواند در مواردي كه امين غايب مصلحت بداند و يا غائب احد از ورثه باشد يا اين كه دادستان پرونده را جهت اجازه فروش به دادگاه بفرستد تكليف چيست ؟

نظر مشورتي فروش اموال منقول غايب در دو صورت جايز است : اول در صورتي كه فروش مال به منظور خريد مال ديگر بوده و به مصلحت غايب باشد . و دادستان نيز اجازه دهد (ماده 142) . دوم اينكه فروش مال منقول براي پرداخت دين يا تأديه نفقه اشخاص واجب‌النفقه غائب باشد (ماده 147 ) و اين احتياج به اجازه دادستان ندارد . در مورد اموال غيرمنقول ، فروش آن فقط در صورتي جايز است كه اولاً نياز به پرداخت ديون غايب يا نفقه اشخاص واجب‌النفقه ايشان باشد ، ثانياً اموال منقول غايب ، تكافوي پرداخت ديون و نفقه اشخاص واجب‌النفقه را نكند .

1-   قیم باید قبل از رهن و فروش اموال غیر منقول مولی علیه ، از دادستان اجازه بگیرد و اگر چنانچه بدون اجازه دادستان اموال منقول مولی علیه را بفروشد یا رهن بدهد و دادستان فروش و رهن را تنفیذ نکند ، معامله باطل خواهد بود ، اگر چه در فروش و رهن مصلحت و غبطه مولی غلبه رعایت شده باشد .

2-   قیم نمی تواند اموال غیر منقول مولی علیه را بفروشد یا رهن گذارد یا معامله کند که در نتیجه آن خود مدیون مولی علیه شود مگر با لحاظ غبطه مولی علیه و تصویب مدعی العموم در صورت اخیر شرط حتمی تصویب مدعی العموم ملائت قیم می باشد و نیز می تواند برای مولی علیه بدون ضرروت و احتیاج قرض کند مگر با تصویب مدعی العموم ( ماده 1241 قانونی مدنی )

نقل از روزنامه رسمي شماره 16701 مورخ 12/4/1381

3-قيم در كليه اعمال خود بايد مصلحت و غبطه مولي‌عليه را رعايت كند; منظور از رعايت غبطه مولي‌عليه جلوگيري از ضرر و زيان و رعايت بهبود وضعيت مالي محجور است.

4-هرگاه مال غيرمنقول مولي‌عليه در شرف تنزل قيمت قرار گيرد و يا هيچ نفعي و استفاده‌‌اي از آن شود ويا هرگاه نتوان هزينه زندگاني مولي‌عليه را تامين نمود مگر با فروش مال غير منقول مولي‌عليه يا رهن گذاردن آن ، با تصويب دادستان و رعايت غبطه مولي‌عليه مال غير منقول فروش يا رهن گذارده خواهد شد.

5-علت اينكه قيم بايد از مدعي‌العموم اجازه بگيرد آن است كه قيم به نيابت از مدعي‌العموم مسئوليت امور قيموميت را بدست مي‌گيرد و با توجه به اينكه قيم با موافقت و درخواست مدعي‌العموم است قيم مي‌شود. لذا همه امور محجور بايد با اذن و اجازه دادستان باشد تا نافذ گردد.

ماده 84- اسناد و اشياء قيمتي بايد با اطلاع دادستان در محل امني نگاهداري شود و وجوه نقدي كه محل احتياج نيست بايد در يكي از بانك‌هاي معتبر گذاشته شود .

1-   قیم باید همچون امین مولی علیه اموال محجور را در محلی مناسب که عرفا ان محل ، محل نگاهداری آن مال است ، نگاهداری و حفظ نماید . مثلا اگر محجور دارای مقداری جواهرات و طلاجات است قیم باید با اطلاع دادستان ان را در صندوقچه نگاهداری نماید .

2-   محل اسناد و اشیاء قیمیتی باید با اطلاع دادستان در محل معینی نگاهداری شود .

3-   در صورتی که محجور وجوه نقدی داشته باشد که مورد نیاز او نیست باید آن را در یکی از بانکهای معتبر گذاشت .

4-   هر گاه قیم اموال محجور را در محل مناسب نگاهداری نکند ، مال مورد نظر تلف یا ناقص گردد ، قیم باید خسارات محجور را جبران کند ، و از باب تعدی و تفریط مسئول شناخته می شود .

5-   هرگاه قيم در نگاهداري اموال تعدي و تفريط نكند همه موارد را در نگاهداري اموال محجور رعايت نمايد ، مال محجور تلف يا مورد دستبرد واقع شود ، قيم مسئول نخواهد بود; زيرا قيم در حكم امين است و امين در رابطه با مال اماني در صورت عدم تعدي و تفريط ضامن نيست .

ماده 85- ولي يا قيم مي‌تواند در صورتي كه مقتضي بداند به محجور اجازه اشتغال به كار يا پيشه‌اي بدهد و در اين صورت اجازه نامبرده شامل لوازم آن كار يا پيشه هم خواهد بود .

1-   وضعیت روحی و روانی عده ای از محجورین نظر سفها و صغار ممیز ان طوری نیست که مانع هر گونه فعالیتهای اقتصادی باشند ف گاهی با اشتغال به کار یا پیشه می توان از نظر اقتصادی و روحی و روانی و یا از نظر جسمانی انان را به وضعیت مطلوبی هدایت کرد .

2-   محجورینی که دارای چنین وضعیتی از لحاظ روحی و روانی هستند ، صلاح و غبطه آنان ایجاب می کند که قیم آنها را به کار یا پیشه ای مشغول کند و یا اجازه اشتغال به آنها بدهد .

3-   هر گاه قیم به محجور اجازه اشتغال به کر یا پیشه ای داد ، اجازه او شامل لوازم و ابراز کار هم می شود و محجور می تواند در حدود اجازه آن عمل کند و نسبت به اموری که لازمه اشتغال مزبور است اقدام نماید .

ماده 86- محجور مميز مي‌تواند اموال و منافعي را كه به سعي خود او حاصل شده است با اذن ولي يا قيم اداره نمايد .

1-   محجور ممیز ، محجور صغیری است از نظر ورحی و رانی به سمت رشد در حال حرکتند و برخی از مفاهیم اساسی را درک می کنند ولی از نظر رشد به رشد کامل نرسیده اند ، بعضی سن صغیر ممیز را از 10 سالگی تا قبل از 18 سالگی دانسته اند . زیرا محجور ممیز در این سنین دارای اراده است .

2-   هر گاه محجور ممیز در حدود اذن ولی و قیم خود ، معاملاتی را انجام دهد ،آن معاملاتی نافذ است ، زیرا که عقود و ایقاعات به وسیله اراده انسان منعقد می شود و محجور ممیز می تواند اراده نماید .

3-   در واقع اين ماده خواسته‌است به تدريج محجور و صغير مميز ، استيفاي حق و اعمال آن نمايد ، تا در سن رشد آسان‌تر و سهل‌تر اقدام به اعمال حق خود نمايد . در واقع اين اقدام تمرين اعمال حق توسط محجور مميز است كه در سن رشد ديگر نيازي به تمرين و ممارست نباشد كه دچار ضرر و زيان بزرگي شود ، و نتواند از نظر قانوني كاري بكند.

ماده 87- قيم بايد بعد از رفع حجر اموال محجور را به تصرف او بدهد و اگر در مدت حجر سمت قيمومت از قيم سلب و به جاي او شخص ديگري معين شد اموال را به تصرف قيم بعدي بدهد .

1-   قیم نسبت به اموال مولی علیه که در تصرف دارد ، به عنوان امین محسوب می شود ، هر گاه از محجور رفع حجر شود ، و یا اگر در مدت حجر قیم از سمت قیومیت سلب عزل شود ، اموالی که در تصرف قیم است باید به شخصی که از او رفع حجر شده یا قیم بعد از او تحویل شود .

2-   هر گاه بعد از رفع حجر از محجور یا بعد از عزل قیم ، قیم از تحویل اموال متصرفی خودداری نماید ، از نظر کیفری قابل تعقیب است .

ماده 88- در صورتي كه پزشك ازدواج مجنون را لازم بداند قيم با اجازه دادستان مي‌تواند براي مجنون ازدواج نمايد و هرگاه طلاق زوجه مجنون لازم باشد به پيشنهاد دادستان و تصويب دادگاه قيم طلاق مي‌دهد .

1-   قیم در صورتی که ازدواج برای محجور را از نظر تاثیر در مداوا یا بهبود کسالت و یا میل شدید جنسی و یا اینکه محجور احتیاج به کسی را داشته باشد کهد بهعنوان زن از او نگاهداری کند ، لازم بداند ازدواج محجور را به عنوان پیشنهاد به دادستان می دهد ، داستان امر را در صورت نیاز به پزشک قانون ارجاع می دهد و چنانچه پزشک نظر قیم را تایید نمود، دادستان به قیم اجازه می دهد برای محجور ازدواج کند( امور حسبی (تعیین قیم و امین ص 118 از مولف)

2-   ماده اگرچه مطلق است ، شامل ازدواج اناث و ذكور مي‌گردد ولي دقت در عبارت (ازدواج براي مجنون ) و با توجه به لزوم نظر پزشك در ازدواج ناظر بر مجموع ذكور است ، چنانكه از كلمه (طلاق زوج مجنون) نيز اين امر تاييد مي شود، علت اين امر آن است كه ازدواج مجنون ايجاب هزينه از قبيل مهر و نفقه براي مجنون مي‌نمايد كه در صورت عدم لزوم آن از نظر پزشكي مرتبه زائد و برخلاف صلاح و غبطه او خواهد بود و اما ازدواج اناث احتياج به نظر پزشك ندارد كه آن را لازم بداند چون عموما هيچ گونه زيان مالي براي او متصور نيست بنابراين هرگاه مصلحت ايجاب كند شوهر داده مي‌شود ، علاوه بر آن‌كه منافع مادي نيز براي او به همراه دارد.(حقوق مدني جلد پنجم ص 302 د ك تر حسن امامي)

ماده 89- در صورت فوت قيم ورثه كبير او اگر باشند مكلف هستند به دادستان اطلاع دهند و مادام كه قيم جديد معين نشده حفظ و نظارت اموال صغار و مجانين و اشخاص غيررشيد كه قيم آن‌ها فوت شده به عهده دادستان خواهد بود .

1-   هر گاه قیم فوت نماید ، ورثه کبیر قیم باید موضوع فوت آن را به دادستان اطلاع دهند.

2-   بعداز فوت قیم تا تعیین قیم جدید حفظ و نظارت اموال صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید به عهده دادستان است .

ماده 90- وجوه زائد از احتياج صغير را قيم در صورت امكان نبايد بدون سود بگذارد و اگر بيش از شش‌ماه بدون سود گذاشت مسئول تأديه خسارت به ميزان خسارت تأخير تأديه خواهدبود .

1-   با توجه به اینکه قیم باید در همه حال در اداره اموال مولی علیه رعایت غبطه و مصلحت آن را نظر بگیرد ، لذا قیم نباید وجوه زائد از احتیاج صغیر را بدون سود بگذارند بلکه باید در راهی که عایداتی برای محجور و مولی علیه داشته باشد ، بکار گیرد ؛ نظیر اینکه سهام متغیری خریداری کند یا آن را در معاملاتی که خطر زیان آن صفر است بکار اندازد.سپردن پول در بانکها با سود ( امور حسبی 1 تعییتن قیم و امین ص 109 از مولف )

2-   هر گاه قیم وجوه زائد از احتیاج صغیر را بیش از شش ماه بدون سود بگذاردغ مسئول پرداخت خسارت به میزان خسارت تاخیر تادیه خواهد بود .

ماده 91- در صورتي كه پس از تعيين قيم مورث محجور فوت نمايد قيم مكلف است در ظرف ده روز درخواست مهر و موم و تحرير تركه متوفي را بنمايد .

1-   هر گاه مورث محجور فوت کند و قبل از فوت برای محجور قیم تعیین شده باشد ، قیم باید ظرف ده روز از اداره سرپرستی قوه قضائیه (دادگستری ) درخواست مهر و موم و تحریر ترکه متوفی را بنماید .

2-   منظور از مهر وموم و تحریر ترکه این است که از قیم داراییی و موجودی متوفی لیست تهیه و از اموال بدون اینکه تلف شود یا نقصان پیدا کند ، نگه داری نمایند.

ماده 92- بعد از زوال قيمومت ، قيم مسئول حفظ اموال محجور است تا به تصرف شخصي كه بايد تصرف نمايد بدهد .

1-   آنچه که مسلم است اینکه با زوال قیمومیت مسئولیت قیم پایان نمی پذیرد .

2-   حفظ امول محجور ، تا تعیین فرد جایگزین به عهده قیم خواهد بود .

3-   با تعیین قیم یا به رشد رسیدن محجور و رفع حجر از آن اموال او باید به قیم تعیینی یا فردی که رفع حجر از و شده تحویل شود .

ماده 93- هرگاه قيم در پول محجور به سود خود تصرف نمايد از تاريخ تصرف ، مسئول خسارت تأخير تأديه مي‌باشد .

1-   هرگاه معلوم شود که قیم عامدا مالی را که متعلق به مولی علیه بوده جزو صورت دارایی او قید نکرده و یا باعث شده است که ان مال در صورت مزبور قید نشود مسئول هر ضرر و خسارتی خواهد بود .که از این حیث ممکن است به مولی علیه وارد شود . به علاوه در صورتی که عمل مزبور از روی سوء نیت بوده قیم معزول خواهد شد ( ماده 1239 قانون مدنی )

2-   در صورتی که قیم اقداماتی از قبیل تصرف عمدی اموال و پول محجور را به سود خود نماید . قابل تعقیب کیفری است ، دائر بر خیانت در امانت ، چون که مال محجور در دست او امانی بوده و با تصرف و استفاده غیر قانونی به نفع خود علاوه بر پرداخت خسارت باید مجازات هم شود . اما اگر بدون تقصیر ودر اثر ذکر ننمودن مالی جزو صورت دارایی مولی علیه موجب زیان مولی علیه شود نه تنها قابل تعقیب کیفری نیست بلکه از بابت خسارت وارده از او خسارت گرفته می شود .

ماده 94- در صورتي كه قيم متعدد بوده و با شركت يكديگر در اموال محجور تعدي يا تفريط نمايند هر يك از آن‌ها مسئوليت تضامني دارند و اگر بعضي از قيمين بدون شركت ديگران تعدي يا تفريط در اموال محجور نمايند مسئوليت متوجه به كسي خواهد بود كه تعدي يا تفريط كرده است .

1-   هرگاه قیم متعدد باشند ، هر یک از آنان در انجام اداره اموال محجور تعدی و تفریط ، سهل انگاری کنند ، مسئولیت متوجه کسی خواهد بود که تعدی یا تفریط کرده است .

2-   هر گاه قیم متعدد با شرکت یکدیگر در اموال محجور تعدی یا تفریظ نمایند ، هر یک از آنها مسئولیت تضامنی دارند .

ماده 95- هزينه حفظ و اداره اموال محجور و هزينه‌اي كه براي رسيدگي به امور محجور و انجام وظايف قيمومت لازم مي‌شود از اموال محجور تأديه مي‌گردد .

1-   یکی از هزینه های اداره امور محجور ، اجرت قیم است قیم می تواند برای اعمال و کارهایی که برای اداره امور امور محجور انجام می دهد ، مطالبه اجرت کند، زیرا عمل شخص محترم است و احترام به عمل با پرداخت مزد در مقابل آن است که عقلاء آن را تایید کردند و با انصاف و عدالت سازگار است .

2-   قیم می تواند برای انجام امر قیمومیت مطالبه اجرت کند میزان اجرت مزبور با رعایت کار قیم و مقدار اشتغالی که از امر قیمومیت برای او حاصل می شود و محلی که قیم در آنجا اقامت داردو میزان عایدی مولی علیه تعیین می گردد ( ماده 1246 قانون مدنی )

3-   مواظبت شخص مولي‌عليه و نمايندگي قانوني او در كليه امور مربوط به اموال و حقوق مالي او با قيم است(ماده 1235 قانون مدني)

4-   قيم مكلف است قبل از مداخله در امور مالي مولي‌عليه صورت جامعي از كليه دارايي او تهيه كرده و يك نسخه از آن را به امضاي خود براي دادستاني كه مولي‌عليه در حوزه آن سكونت دارد بفرستد ودادستان ونماينده او بايد نسبت به ميزان دارايي مولي‌عليه تحقيقات لازمه به عمل آورد(ماده1236 قانون مدني)

5-   مدعي‌العموم يا نماينده او بايد بعد از ملاحضه صورت دارايي مولي‌عليه مبلغي را كه ممكن است مخارج ساليانه مولي‌عليه ، بالغ بر آن گردد و مبلغي را كه براي اداره كردن دارايي مزبور ممكن است لازم شود معين نمايد ، قيم نميتواند بيش از مبالغ مزبور خرج كند مگر با تصويب مدعي‌العموم.(ماده 1237 قانون مدني )

6-   قيمي كه تقصير در حفظ مال مولي‌عليه بنمايد مسئول ضرر و خساراتي است كه از نقصان يا تلف آن مال حاصل شده اگرچه نقصان يا تلف مستند به تفريط يا تعدي قيم نباشد(ماده 1238 قانون مدني)

7-   هرگاه معلوم شود كه قيم عامدا مالي را كه متعلق به مولي عليه بوده جزو صورت دارايي او قيد نكرده و يا باعث شده است كه به علاوه در صورتي كه عمل مزبور از روي سوء نيت بوده قيم معزول خواهد شد.(ماده 1239 قانون مدني)

8-   قيم نمي‌تواند به سمت قيموميت از طرف مولي‌عليه با خود معامله كند اعم از اينكه مال مولي عليه را خود را به او انتقال دهد.(ماده1240 قانون مدني)

9-   قيم نمي‌تواند اموال غير منقول مولي‌عليه را بفروشد و يا رهن گذارد يا معامله كند كه در نتيجه آن خود مديون مولي‌عليه شود مگر با لحاظ غبطه مولي‌عليه و تصويب مدعي‌العموم.درصورت اخير شرط حتمي تصويب مدعي‌العموم ملانت قيم مي‌باشد و نيز نمي‌تواند براي مولي‌عليه بدون ضرورت و احتياج قرض كند مگر با تصويب مدعي‌العموم (ماده 1241 قانون مدني)

10- قيم نمي‌تواند دعوي مربوط به مولي‌عليه را به صلح خاتمه دهد مگر با تصويب مدعي العموم(ماده1242 قانون مدني)

11- در صورت وجود موجبات موجه دادستان مي‌تواند از دادگاه مدني خاص تقاضا كند كه از قيم تضميناتي راجع به اداره اموال مولي‌عليه بخواهد تعيين نوع تضمين به نظر دادگاه است هرگاه قيم براي تعيين نوع تضمين حاضر نشد از قيموميت عزل مي‌شود(ماده 1243 قانون مدني)

12- قيم بايد حساب زمان تصدي خود را پس از كبر و رشد يا رفع حجر به مولي‌عليه سابق خود بدهد.هرگاه قيموميت او قبل از رفع حجر خاتمه يابد به قيم بعدي داده شود (ماده1245 قانون مدني)

13- قيم مي‌تواند براي انجام امر قيموميت مطالبه اجرت كند ميزان اجرت مزبور با رعايت كار قيم و مقدار اشتغالي كه از امر قيموميت براي او حاصل مي‌شود و محلي كه قيم در آن‌جا اقامت دارد و ميزان عايدي مولي‌عليه تعيين مي‌گردد(ماده1246 قانون مدني)

14- مدعي‌العموم ميتواند اعمال نظارت در امور مولي‌عليه را كلا يا بعضا به اشخاص موثق يا هيئت يا موسسه واگذار نمايد .شخص يا هيئت يا موسسه كه براي اعمال نظارت تعيين شده در صورت تقصير يا خيانت مسئول ضرر و خسارت وارده به مولي‌عليه خواهند بود.(ماده1247 قانون مدني) .

برای خرید و دانلود تمام متن قانون امور حسبی و خانواده در یک فایل قابل ویرایش بر روی لینک زیر کلیک کنید :

20,000 ریال – خرید
ممکن است شما دوست داشته باشید
2 نظرات
  1. نبی حسین زیی می گوید

    سلام بسیار عالی اما اموری هست که رعایت نشده مثل اجرت که توضیح کامل نداد ه اید یا اختیاراتی به قیم داده شود تا بتواند روز به روز به مال یتیم افزوده شود بعضی از کسانی که قیم یتیم هستند صغیر را یا اموالشان را از اموال خود و فرزندان خود بیشتر مواظبت میکنند سوظن داشتن به همه کار درستی نیست باید در بعضی از موارد حسن ظن داشته باشیم .

  2. علی می گوید

    برادرم محجورشده حقوق پدرش که مرده میتونه بگیره بهزیستی/برادرم محجور شده جدیدا پدرش طلاق گرفته مادرش قیم شده حالا دولت
    پول میگیره یامیده نفقش چی /امور مالی چقدرپول دولت میگیره؟[email protected]

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.