در اموال – در وصي‌

0

در اموال – در اسباب تملک – در وصایا وارث – در وصایا

در وصي‌

ماده 854 – موصي مي‌تواند يك يا چند نفر وصي معيّن نمايد، درصورت تعدد، اوصيا بايد مجتمعاً عمل به وصيت كنند مگر درصورت تصريح به استقلال هر يك‌. (رک.ماده 669 ق.م.) .

  1. در فرضي که وصايت به اجتماع است، تصميم ها بايد به اشتراک گرفته شود. عمل يکي از اوصياء نافذ نيست، مگر اين که ديگران نيز آن را تنفيذ کنند(ماده77 ق.م.)
  2. حکم ماده 854 ق.م. در موردي که چند وصي با هم و ضمن يک وصيت نامه معين مي شوند به طور مسلم اجرا مي شود، ولي در حالتي که با فاصله و ضمن اعمال حقوقي جداگانه چند نفر به وصايت برگزيده مي شوند، ظاهر اين است که هرکدام به استقلال منصبي مي يابد و در تعبير اراده موصي و حکم قانون اختلاف شده است.
  3. در صورتي که اوصياء در حالت اجتماع اتفاق نظر پيدا نکنند، راه حل قاطعي وجود ندارد و آنچه بيش تر طرفدار دارد اين است که حاکم بر مبناي قصد موصي آنان را به اتفاق اجبار کند و راه حلي راکه راجع ميداند بر ديگران تحميل سازد. ولي، در موارد نظري که حکمي از وصيت نامه به دست نمي آيد، مانند موردي است که وصي وجود ندارد و دادگاه بايد اميني را مأمور اجراي وصيت کند(ماده895 ق.م)
  4. در صورت فوت يا انعزال يکي از اوصياء مجتمع، درباره سمت ديگران اختلاف شده است و از مفاد ماده 77 ق.م. چنين برمي آيد که حاکم بايد اميني را به جاي متوفي ضميمه ديگران کند.
  5. در صورت ناتواني و بيماري و غيبت يکي از اوصياء دادگاه اميني را به جاي او منصوب مي کند. در اين صورت، امين وکيل و معاون وصي ناتوان است، مگر اين که به کلي در اين راه عاجز باشد که امين به جاي او با ديگر اوصياء همکاري مي کند، و براي ديدن نظر مخالف که تفاوتي بين ناتواني نسبي و عجز کامل نهاده است .
  6. در صورت استقلال، هر وصي مي تواند به طور مستقل تصميم بگيرد و اجراء کند و با اقدام هر وصي موضوعي براي ديگران باقي نمي ماند .
  7. تصريح به استقلال منعي براي امکان اجتماع اوصياء نيست، ولي در تصميم هاي جمعي اراده هر وصي نيز کارگزار است .
  8. وجود واهليت وصي در زمان فوت موصي(تفويض سمت)شرط است نه زمان انشاء وصيت. زيرا، وصايت ايقاع است و اراده وصي در انعقاد آن نقشي ندارد .
  9. زوال اهليت وصي نيز باعث انحلال آن نمي شود و همين که مانع حجر رفع شد وصي نمي تواند به کار خود ادامه دهد .
  10. اگر موصي وصايت را مقيد به وصفي کند،زوال آن وصف باعث انعزال وصي مي شود(ملاک ماده 80 ق.م.).
  11. اشخاص حقوقي نيز صلاحيت وصي شدن را دارند(ماده588 ق.ت) مگر در مواردي که انجام وصايت خارج از اهداف ايجاد شخصيت حقوقي است، (ماده 1247 ق.م. در مورد امکان نظارت اشخاص حقوقي).

ماده 855 – موصي مي‌تواند چند نفر را به نحو ترتيب‌، وصي معيّن كند به اين طريق كه اگر اولي فوت كرد دومي وصي باشد و اگر دومي ‌فوت كرد سومي باشد و هكذا. (رک.ماده 75 ق.م.) .

  1. در فرض ترتيب، شرايط وصي در زماني ضرورت دارد که وصايت از وصي قبلي به او مي رسد. زيرا، در اين لحظه است که او به اين سمت منصوب مي شود .
  2. وصي حق ندارد براي بعد از فوت خود وصي معين کند يا در زمان حيات وصايت را به ديگري تفويض کند، مگر اي که اختيار ايصاء به او داده شده باشد(مواد672 و 1190 ق.م.) ولي، وکيل و اجير گرفتن براي اجراي وصايت مانعي ندارد، مگر اين که موصي منع کرده باشد.

ماده 856 – صغير را مي‌توان به ‌اتفاق يك ‌نفركبير وصي قرار داد. در اين‌ صورت اجرای وصا يا با كبير خواهد بود تا موقع بلوغ و رشد صغير.

  1. وصي بايدبراي تصرفي که مأمور به اجراي آن شده است اهليت داشته باشد و صغير نمي تواند به تنهايي عهده دار امور وصايت شود .
  2. اگر وصايت براي امور غيرمالي (مانند آموختن زبان و صنعت يا شيردادن کودک) باشد، سفيه براي آن اهليت دارد .
  3. «ولي مسلم نمي توان صغير را به وصايت برگزيد و تصدي را معلق به بلوغ و رشد او کرد يا تنها به اتفاق کبير چنين انتخابي نافذ است ،اختلاف وترديد وجود دارد. ظاهر قانون مدني نظر دوم را تاييد مي کند، ولي از نظر عملي نظر نخست(امکان انتصاب صغير) ترجيح دارد.
  4. اگر صغير پيش از بلوغ فوت کند، وصي کبير مي تواند با استقلال به کار خود ادامه دهد.
  5. اگر صغير پس از بلوغ به علت حجر نتواند با کبير همکاري کند، راه حل قاطعي وجود ندارد و ترديد هست که آيا بايد ضم امين کرد يا کبير استقلال دارد و نظر اخير ترجيح دارد.

ماده 857 – موصي مي‌تواند يك نفر را براي نظارت در عمليات وصي ‌معين نمايد. حدود اختيارات ناظر به طريقي خواهد بود كه موصي ‌مقرر داشته است يا از قرائن معلوم شود.

  1. وصي ممکن است يک يا چند شخص حقوقي يا طبيعي باشد و اختصاص به يک فرد ندارد(ماده 1247 ق.م. در قيومت)
  2. ناظر ممکن است استصوابي باشد يا اطلاعي (ماده 78 ق.م. در وقف)
  3. اگر در اطلاعي يا استصوابي بودن ناظر ترديد باشد يا موصي در اين باره هيچ نگويد، اصل اطلاعي بودن نظارت است .

ماده 858 – وصي نسبت به اموالي كه برحسب وصيت در يد او مي‌باشد حكم امين را دارد و ضامن نمي‌شود مگر در صورت تعدي ‌و تفريط‌. (رک. ماده 631 ق.م.) .

  1. حکم ماده 858 ق.م. ناظر به وضع حقوقي وصي پيش از انعزال است. بعد از انعزال، صفت امانت نيز همراه وصايت از او سلب مي شود و بايد بي درنگ دست از تصرف بردارد، و گرنه ضامن است هر چند تقصي رهم نکرده باشد .
  2. در صورتي که چند شخص به اتفاق وصايت را به عهده داشته باشند واز تصميم هاي جمعي آنان خسارتي به بار آيد، هر يک از اوصايا در برابر ورثه مسئول تمام ضرراست(ماده94 ق.ا.ح در مورد قيمت هاي متعدد)

ماده 859 – وصي بايد بر طبق وصاياي موصي رفتار كند و الاّ ضامن ومنعزل است‌. (رک. ماده 1191 ق.م.) .

ماده 860 – غير از پدر و جد پدري كس ديگر حق ندارد بر صغير وصي ‌ّمعيّن كند. (رک. مواد 1188 و 1189 ق.م.) .

از قانون امور حسبي

مصوب 2/4/1319

فصل ششم- راجع به وصيت

ماده 276- وصيت نامه اعم از اين که راجع باشد به وصيت عهدي يا تمليکي، منقول يا غيرمنقول ممکن است به طور رسمي يا خودنوشت يا سري تنظيم شود.

ماده277- ترتيب تنظيم وصيت نامه رسمي و اعتبار آن به طوري است که که براي اسناد تنظيم شده در دفاتر اسناد رسمي مقرر است.

ماده278- وصيت نامه خود نوشت در صورتي معتبر است که تمام آن به خط موصي نوشته شده و داراي تارخي روز و ماه و سال به خط موصي بوده و به امضای او رسيده باشد.

ماده 279- وصيت نامه سري ممکن است به خط موصي يا به خط ديگري باشد ولي در هر صورت بايد به امضای موصي برسد و به ترتيبي که براي امانت اسناد در قانون ثبت اسناد مقرر گرديده در اداره ثبت اقامتگاه موصي يا محل ديگري که در آيين نامه وزارت دادگستري معين مي گردد، امانت گذارده مي شود.

ماده 280- کسي که سواد ندارد نمي تواند به ترتيب سري وصيت نمايد.

ماده 281- کسي که نمي تواند حرف بزند هرگاه بخواهد وصيت نامه سري تنظيم کند بايد تمام وصيت نامه را به خط خود نوشته و امضا نمايد و نيز در حضور مسئول دفتر رسمي وصيت نامه بنويسدکه اين برگ وصيت نامه اوست و در اين صورت مسئول دفتر بايد روي پاکت يا لفافي که وصيت نامه در اوست بنويسد که عبارت مزبور را موصي در حضور او نوشته است.

ماده282- وصيت نامه سري را موصي همه وقت مي تواند به ترتيبي که براي استرداد اسناد امانتي مقرر است استرداد نمايد.

ماده283- در موارد فوق العاده از قبيل جنگ يا خطر مرگ فوري و امراض ساريه و مسافرت در دريا که مراوده نوعاً مقطوع و با اين جهت مصوي نمي تواند به يکي از طرق مذکور وصيت کند، ممکن است وصيت به طريقي که در مواد بعد ذکر مي شود واقع شود.

ماده284- افراد و افسران نظامي يا کساني که در ارتش اشتغال به کار دارند مي توانند نزد يک نفر افسر يا هم رديف او با حضور دو گواه وصيت خود را شفاهاً اظهار نمايند.

ماده285- در صورتي که نظامي يا کسي که در ارتش اشتغال به کاري دارد بيمار يا مجروح باشد ممکن است وصيت خود را در حضور رئيس بهداري ارتش و مدير بيمارستان که موصي در ان جاست اظهار نمايد.

ماده286- اشخاصي مي توانند به ترتيب مذکور در دو ماده قبل وصيت نمايند که در جنگ يا مأمور عمليات جنگي باشند و يا در محلي زنداني يا محصور باشند که مراوده اي با خارج نباشد.

ماده287- در ساير موارد مذکور در ماده 283 موصي مي تواند در حضور دو نفر گواه وصيت خود را اظهار نمايد و يکي از آن دو گواه اظهارات او را با تعيين تاريخ روز و ماه و سال و محل وقوع وصيت نوشته و موصي و گواه اظهارات او را باتعيين تاريخ روز و ماه و سال ومحل وقوع وصيت نوشته و موصي و گواه ها آن را امضا نمايند و اگر موصي نتواند امضا کند گواه ها اين نکته را در وصيت نامه قيد مي کنند.

ماده 288- اشخاصي که مطابق ماده 284 و 285 وصيت نزد آنها شده و هم چنين گواه هاي مذکور در ماده قبل در اول زمان امکان بايد در اداره ثبت اسناد يا محلي که در آيين نامه دادگستري تعيين مي شود حاضر شده وصيت نامه را مطابق مقررات راجع به امانت گذاردن اسناد امانت بگذارند و ضمناً اعلام کنند که اين آخرين وصيت موصي است که با داشتن اهليت اظهار داشته.

ماده289- در صورتي که اشخاص مذکور در ماده 284 و 285 اظهارات موصي را ننوشته باشند در اول زمان امکان نزد دادرس دادگاه بخشي که به او دسترسي دارند حاضر شده و اظهارات موصي را با تاريخ و محل وقوع وصيت و اهليت موصي شفاهاً اظهار مي دارند اظهارات مزبور در صورت مجلس نوشته شده و به امضای دادرس دادگاه بخش و گواه ها مي رسد.

ماده290- وصيتي که مطابق مواد قبل(در موارد غيرعادي) واقع مي شود بعد ازگذشتن يک ماه از تاريخ مراجعت و رسيدن موصي به محلي که بتواند به يکي از طرق مذکور در ماده276 وصيت کند يا گذشتن يک ماه از تاريخ باز شدن راه و مرتفع شدن مانعي که به واسطه آن مانع نتوانسته موصي به يکي از از طرق مذکور وصيت نمايد بي اعتبار مي شود مشروط به اين که در مدت نامبرده موصي متمکن از وصيت باشد.

ماده291- هر وصيتي که به ترتيب مذکور در اين فصل واقع نشده باشد در مراجع رسمي پذيرفته نيست مگراين که اشخاص ذينفع در ترک به صحت وصيت اقرار نمايند.

ماده292- هر دادگاه- اداره- بنگاه يا شخصي که وصيت نامه به او سپرده شود و نيز دادگاهي که در موارد فوق العاده وصيت در آن جا اظهار گرديده مکلف است بعد از اطلاع به فوت موصي وصيت نامه يا صورت مجلس راجع به وصيت را به دادگاه بخشي که براي که براي رسيدگي به امور راجع به ترکه متوفي صالح است، بفرستد اعم از اين که وصيت نامه نامبرده به حسب قانون قابل ترتيب اثر باشد يا نباشد و هرگاه وصيت نامه متعدد باشد بايد تمام آن ها فرستاده شود.

ماده 293- هرگاه کسي که وصيت نامه نزد اوست خارج از مقر دادگاه بخش مذکور فوق باشد مي تواند وصيت نامه را به دادگاه محل خود تسليم نمايد و آن دادگاه مکلف است فوراً وصيت نامه را به دادگاه بخش نامبرده بفرستد.

ماده294- دادگاه بخش در آگهي که براي اداره يا تصفيه ترکه يا تصديق حصر وراثت مي شود قيد مي کند که هر کس وصيت نامه اي از متوفي نزد اوست در مدت سه ماه به دادگاهي که آگهي نموده بفرستد و پس از گذشتن اين مدت هر وصيت نامه اي (جز وصيت نامه رسمي و سري) ابراز شود از درجه اعتبار ساقط است.

ماده295- پس از گذشتن مدت مذکور فوق دادگاه بخش وقتي را براي افتتاح وصيت نامه تعيين و به اشخاصي که وراثت آن ها معلوم است اطلاع مي دهد که در وقت مزبور حاضر شوند.

ماده296- هنگام ابراز وصيت نامه، دادرس دادگاه بخش بايد با حضور نماينده دادستان يا مدير دفتر صورت مجلسي مشتمل بر خلاصه وصيت و اين که وصيت نامه در حضور او باز شده و خصوصيات وصيت نامه از قبيل مهروموم وغيره تنظيم و به امضای حضار برسان.

وصيت نامه سري را دادرس دادگاه بخش يا حضور اشخاصي باز مي نمايد که لفاف آن را امضا يا مهر کرده و در تاريخ باز کردن زنده و در مقر دادگاه حاضر هستند.

اصل وصيت نامه که مطابق اين ماده نزد دادرس دادگاه بخش باز مي شود به دفتر امانات ثبت فرستاده مي شود و رونوشت آن در دفتر دادگاه مي ماند. اشخاص ذينفع مي توانند از آن رونوشت بگيرند.

ماده297- بعد از باز شدن وصيت نامه دادگاه بخش به اشخاصي که وصيت به نفع آن ها شده يا کساني که وصي معين شده اند مراتب را اطلاع مي دهد.

ماده298- وصيت نامه وقتي معتبر است که تمام آن موجود باشد و ادعاي فقدان وصيت نامه اعم از اين که اين دعوا نسبت به تمام وصيت نامه يا قسمتي از آن باشد مسموع نيست.

ماده299- ترتيب صدور سند مالکيت به نام ورثه يا موصي له نسبت به اموال غيرمنقول که به نام مورث ثبت شده است در آيين نامه وزارت دادگستري معين مي شود.

آيين نامه راجع به ماده 299 قانون امور حسبي

مصوب 1322 وزارت دادگستري

ماده1- در موقعي که از طرف ورثه يا موصي له يا وصي بر اموال درخواست شود ملکي که در دفتر املاک به نام مورث ثبت شده است به نام ورثه يا موصي له يا به عنوان وصيت ثبت گردد، به ترتيبي که در مواد بعد مذکور است رفتار خواهد شد.

ماده2- هرگاه در ورقه انحصار وراثت که به اداره ثبت اسناد و املاک داده مي شود عده ورثه و سهام هر يک از آن ها معين شده و وصيت نامه نيز که م طابق قانون امور حسبي بتوان به آن ترتيب اثر داد به اداره ثبت تسليم نشده و قبلاً هم وصيتي ثبت نشده باشد حصه هر يک از ورثه از ملک به طرق که در تصديق انحصار وراثت معين شده يا بين ورثه مذکور در تصديق انحصار وراثت توافق حاصل شده باشد ثبت مي شود.

ماده3- اگر کسي به عنوان وراثت يا به عنوان اعتراض بر تصديق انحصار وراثت در دادگاه اقامه دعوا کرده باشد بايد قبل از آن که ملک به نام ورثه ثبت شود تصديقي از دادگاه حاکي از اقامه دعوا گرفته به اداره ثبت تسليم نمايد. در اين صورت ثبت ملک به نام ورثه تا معلوم شدن نتيجه نهايي ادعا توقيف خواهد شد.

ماده 4- درموقعي که دادستان بر طبق ماده 367 قانون امور حسبي بر تصديق انحصار وراثت اعتراض مي کند، در صورتي که در جزء ترکه ملک غيرمنقول ثبت شده باشد بايد در همان موقع به اداره ثبت کتباً اطلاع دهد. در اين صورت ثبت ملک موقوف به معلوم شدن نتيجه اعتراض خواهد شد

ماده 5- در صورتي که نسبت به ملک غيرمنقول ثبت شده وصيتي شده باشد که مورد اتفاق تمام ورثه و اشخاص ذينفع باشد مورد وصيت به نام موصي له يا مصرفي که براي آن وصيت شده، ثبت مي شود و بقيه ملک (اگر بقيه باشد) به نام ورثه ثبت مي گردد.

ماده6- هرگاه وصيت نامه اي که به موجب قانون قابل ترتيب اثر است بين ورثه و اشخاص ذينفع مورد اختلاف واقع شود ثبت ملک نسبت به آنچه مورد گفتگو است موقوف به رفع اختلاف در دادگاه به موجب حکم نهايي خواهد بود.

ماده 7- اگر قسمتي از ملک مورد اختلاف واقع شده و قسمت ديگر مورداختلاف نباشد و نتيجه گفتگو در مورد اختلاف تاثيري در اين قسمت نداشته باشد ممکن است ملک نسبت به آنچه مورد اختلاف نيست ثبت و نسبت به آنچه مورد اختلاف است موقوف به حل اختلاف گردد.

ماده 8- هرگاه توافق و اختلاف ورثه نسبت به وصيت نامه اي که به موجب قانون قابل ترتيب اثر است معلوم نباشد اداره ثبت به هزينه شخص ذينفع آگهي مي نمايد و در آگهي بايد مفاد وصيت نامه و اين که از طرف چه کسي و در چه تاريخ ابراز شده قيد و تذکر داده شود چنانچه کسي اعتراضي نسبت به وصيت نامه دارد در ظرف سه ماه از تاريخ انتشار آخرين آگهي اعتراض خود را به اداره ثبتي که آگهي را منتشر نموده تسليم نمايد و در صورت انقضاي مدت مذکور و نرسيدن اعتراض ملک مورد وصيت نامه موصي له يا مصرفي که براي آن وصيت شده است در دفتر املاک ثبت خواهد شد.

آگهي مذکور سه مرتبه هر ماه يک مرتبه در روزنامه کثير الانتشار محل منتشر شده و در صورت نبودن روزنام در محل، در يکي از روزنامه هاي کثير الانتشار تهران منتشر خواهد گرديد.

ماده 9- در مورد متوفاي بلا وارث اگر در ظرف ده سال مقرر در قانون امورحسبي وصيت نامه اي ابراز شود که قابل ترتيب اثر بوده و براي تحرير ترکه آگهي نشده باشد مفاد وصيت نامه به ترتيب مذکور در ماده فوق و با قيد اين که متوفي بلاوارث معرفي شده است آگهي مي گردد و در صورتي که در مدت سه ماه از تاريخ انتشار آخرين آگهي اعتراضي نرسيده مورد وصيت به نام موصي له يا مصرفي که براي آن وصيت شده است ثبت و باقي ملک پس از ده سال، اگر وارثي پيدا نشد به نام دولت ثبت خواهد شد.

ماده10- اگر از طرف ورثه يا اشخاص ديگر ذينفع وصيت نامه اي ابراز شود که موصي از وصيت اول خود رجوع کرده و آن وصيت نامه مورد تصديق تمام ورثه و اشخاص ذينفع واقع شود ملک مطابق وصيت نامه ثاني ثبت خواهد شد و اگر مورد اختلاف واقع شود يا توافق و اختلاف ورثه معلوم نباشد در صورتي که وصيت نامه مطابق قانون قابل ترتيب اثر باشد بر طبق ماده 6 و7 و8 عمل خواهدشد.

ماده 11- در صورتي که در دادگاه بخش در موعد مقرر در ماده 294 قانون امور حسبي وصيت نامه ابراز شد که قابل ترتيب اثر باشد در تصديق انحصار وراثت مفاد وصيت نامه و اين که در موقع ابراز شده و قابل ترتيب اثر است درج خواهدکرد اگر تصديق انحصار وراثت صادر شده و اين مطلب به جهتي در آن درج نشده باشد اشخاص ذينفع بايد تصديقي مبني بر ابراز وصيت نامه در موعد مقرر و قابل ترتيب اثر بودن آن از دادگاه گرفته به ضميمه مواد وصيت نامه به اداره ثبت اسناد تسليم نمايند.

ماده12- اگر ترکه متوفي به وسيله دادگاه تقسيم شده و حکم نهايي دادگه در اين خصوص به اداره ثبت داده شود و يا اين که ورثه موصي له و وصي(در صورتي ک وصيتي شده باشد) ترکه را تقسيم کرده باشند ملک مطابق تقسيمي که شده است ثبت مي شود و در صورت اخير اگر اختلاف مابين ورثه موصي له يا وصي در تقسيم باشد ثبت ملک موقوف به رفع اختلاف در دادگاه خواهد بود.

ماده13- در صورتي که وصيت به طور کلي باشد «مثل ثلث اموال» ورثه مي توانند ملک معين را ثلث قرار داده و باقي املاک را به نام خود ثبت کنند يا ثلث را از اموال ديگر معين کرده و تمام ملک ثبت شده را به نام خود ثبت کنند مگر اين که در وصيت نامه ترتيب ديگري مقرر شده باشد.

ماده 14- پس از ثبت ملک در دفتر املاک به نام ورثه يا موصي له ادعاي وصيت يا هر ادعاي ديگري که مخالف با ثبت مالک باشد مسموع نخواهد شد و هيچ وصيت نامه اعم از رسمي و سري و غيره اين ها پذيرفته نخواهد شد.

برای خرید و دانلود تمام متن قانون مدنی در یک فایل قابل ویرایش روی لینک زیر کلیک کنید :

20,000 ریال – خرید
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.