معنی حقوق کلمات ( ه )

0

هامش
هر نوشته که بصورت تغییر یا اضافه درحاشیه سند درج شود و جزء سند باشد.

هبهDonations entre vifs (مدنی- فقه)
تملیک عین بدون عوض وبطور منجز. ماده ۷۹۵ قانون مدنی در تعریف آن گفته است: عقدى است که بموجب آن یکنفر مالى را مجانا بدیگرى تملیک مى کند تملیک کننده را واهب و طرف دیگر را متهب و مالى را که مورد هبه است عین موهوبه گویند. هبه اعم از هدیه است زیرا در هبه شرط نیست که مورد آن (عین موهوب) از مکانی بمکان دیگر نقل شود و نیز قصد اکرام و تعظیم درآن شود و حال اینکه این هر دو در هدیه شرط است به همین جهت در مال غیر منقول کلمه هدیه استعمال نمیشود و نمی گویند باغ یا خانه را هدیه کرد.

هبه به معنى اعم تملیک مال است بدون عوض ولو اینکه براى تشویق و جبران زحمت کسی باشد (جایزه) یا. بقصد قربت بعمل آمده باشد و متهب فقیر باشد (صدقه) و حتی وقف هم داخل در ماهیت هبه بمعنى اعم است. در حالیکه درهبه بمعنی اخص که عین مال منتقل میشود ماهیت وقف از آن خارج است هر چند صدقه و جایزه وهدیه درآن وارد میشوند.

هبه خفى Donation deguisee

(مدنی) هبه اى که ضمن عقد معاوضه اى صورت گیرد مثل اینکه بایع ذمه مشترى را ازثمن ابراء کند و هم چنین استصلح محاباتى

هبه ما فى الذمه
(مدنی – فقه) یعنی بخشیدن دین ازطرف دائن به مدیون در نتیجه این کار ذمه مدیون خلاص و فارغ میمشود.

هبه معموم Donation de biens a venire
(مدنى) هبه مالى که درحین عقد هبه وجود ندارد مانند هبه سهم الارث از طرف وارث قبل از فوت مورث. این هبه باطل است.

هبه معوض
(مدنى- فقه) هبه عقد غیر معوض است. و معنى معوض بودن هبه این نیست که تملیکى در مقابل تملیکى صورت گیرد و ارزشى درمقابل ارزشی قرار گیرد آنچنان که در بیع و اجاره دیده میشود بلکه هبه اى بشرط هبه دیگر و در نتیجه هبه اى جواب گوی هبه دیگر است نه ما لى جوابگوى مال دیگر (ماده ۸۰۱ قانون مدنی)

هبه معوضه
مرادف هبه معوض است. (رک. هبه معوض)

هبیریه
درهمى است اسلامى که یزید بن عبدالملک بدست عمر بن هبیرة زد و وزن آن شش دانق بود.

هتک Attenta
در لغت بمعنى پاره کردن است و در اصطلاح به معنی تجاوز به اشخاص و اموال واعراض آنان وجریه دار کردن افکار عمومى است بطوریکه متجاوز مشمول کیفر مقرر در قانون جزا گردد. در اصطلاحات ذیل بکر رفته است:

هتک حرز Effraction
(حقوق جزا) راه یافتن بدرون حرز بدون اذن مالک حرز و بدون اذن قائم مقام قانونی او و بدون اذن قانون، خواه به آن حرز وارد شود یا نشود. (رک. حرز)

هتک حرمت (جزا)
اعم از افتراء و توهین است. (رک. توهین- ا فتراء)

هتک حرمت منازل (جزا)
الف- ورود مامور دولت درمنازل اشخاص بدون رضاى آنان و درغیر مواردى که قانون تجویز کرده است (قانون جزاماده ۱۳۳).
ب- ورود شخص (غیر مامور دولت) در منزل دیگرى بدون رضاى او یا توقف درآن بدون رضای وى (ماده ۳۶۵- ۳۶۶ قانون جزا).

هتک عرض Attenta a la pudeur
(جزا) عمل مادى مخالف اخلاق که مستقیمأ روى شخص معینى صورت گیرد (خواه آن شخص از جنس ذکور باشد یا اناث) و پاکى عرض او صدمه دیده و باصطلأح دامن او را لکه رارکند. و این معنى اعم از viol است. (رک. هتک ناموس)

هتک ناموس
(جزا) جرم راجع بمواقعه راگویند. viol اخص از هتک ناموس است زیرا آن عبارت است از جرم ناشى از وصال نا مشروع بازن بدون رضاى او. (رک. هتک عرض)

هجر
(فقه) هجر بضم اول گفتن سخنان رکیک است بدیگرى خواه بقصد اهانت باشد خواه نه.

هجو
(جزا) ذکر معایب واقعى یا غیر واقعى دیگرى به نظم یا نثر (ماده ۲۷۲ قانون جزا).

هدیه
(مدنى- فقه) تملیک مال منقول بطور مجانی با انتقال از موضعی بموضع دیگر بقصد اکرام و تعظیم.

هزار
پول سابق ایران که هزار دینار مساوى یک قران بود الان هم مى گویند دوهزار (یعنی دو ریال) و سه هزار بمعنى سه ریال و غیره.

هزینه Depense
خرج- مالى که براى بردن سودى مصرف میشود. درمعانى ذیل بکار رفته است: هزینه هائی که بمناسبت اجراء یک عمل حقوقى ویا تشریفات قانونى (مانند حق-الثبت سند) میشود Frais نامیده میشود مانند مخارج بیع و مخارج ثبت.

هزینه اجراء
هر خرج که متعهدله براى جریان عملیات اجرائی و وصول بموضوع اجرائیه در حدود مقررات و متعارف کرده باشد از قبیل نفقه زندانی (محکوم علیه یا متعهد) وهزینه آگهى و دستمزد کارشناس وحق الوکاله مرحله اجرائى وکیل هزینة اجراء نامیده می شود (ماده ۲۹- ۳۲ آ ئین نامه اجراء اسناد رسمى).

هزینه امور ورشکستگى
از دارائی خالص (پس ازکسر هزینه هاى مربوطه باقامه دعوى و انعقاد معاملات و پرداخت مالیاتها وعوارض و اداره کردن اموال و مطبوعات و غیره) طبق تعرفه مذکور درآئین نامه مصوب ۱۴- ۲-۳۱۹ قبل از تقسیم وجوه حاصله بین صاحبان سهام از طرف اداره تصفیه برداشته میشود که این برداشت را هزینه امور ورشکستگی نامند.

هزینه تأمین خواسته
(دادرسى) هزینه اى که در خواست کننده تامین خواسته باید بپردازد (ماده ۶۸۸ آئین دادرسى مدنی).

هزینه تامین دلیل
(دادرسی) هزینه اى که درخواست کننده تامین دلیل باید بدهد (ماده۶۸۵ آئین دادرسی مدنى).

هزینه تحقیقات محلى
(دادرسى) هزینه اى که براى بردن دادرس مجرى قرار تحقیقات محلی به محل اجراء قرار وعودت وى به محل کار خود باید از طرف خواهان تحقیقات محلى یا بوسیله طرفین دعوى داده شود این هزینه را خود اصحاب دعوى مستقیما صرف مى کنند مانند پرداخت کرایه ایاب و ذهاب براننده اتومبیل و غیره (ماده ۴۳۵ – ۷۱۷ آئین دادرسى مدنی).

هزینه تفکیک (ثبت)
هزینه اى است که اداره ثبت بابت تفکیک ملک ثبت شده به قطعات مطابق بند (ب) از آئین نامه شماره ۱۳۹۲۴ مورخ ۳ -۹- ۲۲ (مجموعه ۱۳۲۲ ص ۲۰۱) و برابر بخشنامه ثبتی ۴۷۴۵۸-۱۷۳۶۴ مورخ ۲۲- ۱۲- ۱۷ و به محض وقوع تفکیک (ولو آنکه معامله اى که این تفکیک براى خاطر آن شده صورت نگیرد) می گیرد اگر افراز و تفکیک در دادگاه صورت گیرد هزینه تفکیک نباید مطالبه شود (بند دوم ازفصل ۱۹ مجموعه سال ۱۳۴۳ بخشنامه هاى ثبتى).

هزینه حکم Frais de jugement
هزینه ای که براى صدور حکم دادگاه باید از طرف مدعی داده شود (ماده ۶۸۳-۶۸۴- ۶۸۶ آئین دادرسى مدنى).

هزینه دادخواست
رک. اصطلاح شماره ۲۱۵۳ ۶۱۵۲- هزینه دادرسی Depens (دادرسى) هزینه برگهائى که بدادگاه داده میشود (دادخواست و ضمائم) طبق ماده۶۸۱- ۶۸۲-۶۸۹ قانون آئین دادرسى مدنى و هم چنین هزینه قرار و احکام (ماده ۶۸۱- ۶۸۳ ببعد آئین دادرسی مدنى).

هزینه دفتر
(دادرسی) هزینه تصدیق مطابقت رو نوشت با اصل و سایر تصدیقاتى که از دفتر دادگاه صادر می شود (ماده ۶۹۱- ۶۹۲ آئین دادرسی مدنی).

هزینه قرار

(دادرسى) هزینه اى که براى صدور قرار دادگاه باید از طرف مدعى داده شود (ماده ۶۸۷- ۶۸۸ آئین دادرسى مدنى).
هزینه کفن ودفن Frais funeraires

رک. مصارف ترکه (بند ب)

هزینه مربوط بدادرسى Frais de justice
(دادرسى) هر هزینه (غیر از هزینه دادرسى و هزینه دفتر) که مستقیما مربوط به دادرسی بوده و براى اثبات دعوى یا دفاع لازم بوده باشد از قبیل حق الزحمه کارشناس وهزینه تحقیقات محلی و غیره (ماده ۷۱۷- ۷۱۸ آئین دادرسی مدنی).

هزینه مقدماتى
(ثبت) مخارجى است که براى جریان ثبت ملک و امور دیگر بشرح ذیل و مطابق مقررات در ابتداء امر تقاضاى ثبت (رک. بقایاى ثبتى) از متقاضى گرفته میشود:

الف – تا دویست هزار ریال از بهای ملک هر ده ریال ده دینار ونسبت ببالا در مازاد هر ده ریال پنج دینار
ب – هزینه تفکیک املاک… (رک. هزینه تفکیک).
ج – هزینه تهیه رونوشت نقشه املاک…
د – هزینه آگهى تجدید تحدید حدود طبق ماده ۱۵ اصلاحى قانون ثبت.
آئین نامه شماره ۱۳۹۲۴ مورخ ۳- ۹ ۲۲ و ماده ۱۸ نظامنامه قانون ثبت. (رک. حق الثبت)

هزینه هاى عمومى
(مالیه) وجوه لازم براى گردش امور عمومى (سازمانهاى دولتی و نیازمندىهاى عمومى).

هشت یک
(مدنى) اصطلاح. تقریبا عامیانه از سهم الارث زوجه درصورتیکه اولاد برای زوج متوفاى او وجود داشت باشد. یعنى زوجه از یک هشتم جمیع ترکه (غیر از زمین) ارث میبرد اما از ابنیه از عین آنها ارث نمیبرد ولى از قیمت آنها ارث میبرد اصطلاح دیگر آن ثمنیه است.

هفته
هفت روز تمام است (ماده ۲۱۲ آئین دادرسى مدنی).

همبستگى Ratio
ارتباط بین دو پدیده یا دو واقعیت اقتصادى را گویند.

همزیستى مسالمت آمیز Coexistance pacifique
یعنى دو رژیم کاملا متضاد (مانند سرمایه دارى و غیر سرمایه دارى) میتوانند روى زمین زندگى کنند وبا هم رقابت مسالمت آمیز داشته باشند.

هم مردگى Commorientes ou comourants
(مدنى) فوت چند نفر (که قانونآ میتوانند از یکدیگر ارث ببرند) در حادثه واحد مانند غرق شدن با یکدیگر یا زیر آوار ماندن با یکدیگر (ماده ۸۷۳ – ۸۷۴ ق- م).

هیات
به معنى گروه و جمعیتی که باید اقدامات جمعى بکنند. ودر اصطلاحات ذیل بکار رفته است مانند گروهى ازاشخاص معمولى که در محاکمات جنائی در حدود مقررات مخصوصی با دادرسان همکارى میکنند. در اصطلاحات سابق (هیات قانون اساسی) شده است (اصل ۷۹ متمم قانون اساسی).

هیات تجدید نظر اجرائى (ثبت)
مرکب است از رئیس دادگاه شهرستان یا کارمند علی البدل و دادستان یا نماینده او و مدیر ثبت محل. در جائیکه دادگاه شهرستان نباشد شکایت به نزدیک ترین اداره ثبت مقر دادگاه شهرستان براى رسیدگی هیأت فرستاده میشود دراین صورت هیات به عضویت مدیر ثبت محل مقر دادگاه شهرستان تشکیل میشود (ماده ۱۲۷ آئین نامه اجراء مفاد اسناد رسمى مصوب ۲۸-۹-۱۳۲۲).

هیات حل اختلاف
(کار) هیئت حل اختلاف مرکب است از سه نفر نمایندگان دولت (فرماندار رئیس دادگسترى محل- رئیس اداره کار یا نمایندگان آنان) سه نفر نماینده از طرف کارفرمایان وسه نفر نماینده ازطرف کارگران طرز رسیدگی واخذ رأى در هیات مزبور برابر فصل نهم قانون کار میباشد. (ماده ۱-۴ آئین نامه هیئت حل اختلاف مصوب ۲۷-۸-۳۸ وماده۴۰ قانون کار۲۶-۱۲-۳۷).

هیات حل اختلاف اجرائى
(ثبت) برابر بند (الف) ما ده ۵۹ قانون دفتر اسناد رسمى مصوب ۱۵-۳-۱۳۱۶ رسیدگی به شکایت مربوط به اجراء اسناد رسمى که راجع بدستور و اجراء سند باشد در هیاتی به عمل میآید که مرکب است از حاکم بدایت و مدعی العموم بدایت ومدیرثبت محلی در آن محل دستوراجراء داده شد… این هیات را هیات حل اختلاف و یا هیات حل اختلاف اجرائی نامند و فعلا هیات تجدید نظر اجرائی نامیده میشود) ماده۴۴ آئین نامه شماره: ۴۶۰۸ مورخ۲۴-۷-۱۳۱۶ مجموعه ۱۳۱۶ ص ۲۷۷ (ماده ۵۹ قانون دفتر اسناد رسمی منسوخ بقانون ۲۷- ۶ – ۲۲ است و آئین نامه بالا هم نسخ شده است. (رک. هیات تجدید نظر اجرائی)

هیات حل اختلاف کشاورزى
هیأتی بود که ماده ۳۳ سابق قانون اصلاحات ارضى مورخ ۱۹/ ۱۰/ ۴۰ براى رفع اختلاف مالک وزارع درامور مربوط به کشاورزى پیش بینى کرده بود و فعلا ماموران اصلاحات ارضی به آن رسیدگی میکنند. مجموعه اصلاحات ارضى- چاپ مجلس- صفحه۶۱.

هیئت دولت
به معنى کابینه (مجموعه وزراء من حیث المجموع) است. (رک. کابینه)

هیأت عمومى تمیز Chambres reunites
(دادرسى) جلسه اعضاء شعب تمیز براى رسیدگی بدرخواست نقض حکم پژوهشی که دادگاه بعد از ارجاع پس از نقض مستند بعلل و اسباب حکم منقوض رأى داده باشد (ماده ۵۷۶ دادرسی مدنى).

هیات منصفه
(دادرس کیفرى) گروهى ازاشخاص غیر رسمی که در رسیدگى پاره اى از جرائم تحت شرائط خاصى به قضات دادگاهها همکارى میکنند (ماده ۳۳ لایحه قانونی مطبوعات مصوب ۱۳۴۴).

هیات منصفین
مرادف هیات منصفه است. (رک. هیات منصفه)

هیات نظارت
(ثبت) هیأتی است مرکب از معاون اداره ثبت کل و رئیس اداره امور املاک و یک نفر از اعضاء اداره کل ثبت به تشخیص وزیر عدلیه که به اشتباهات ثبتى در امور املاک رسیدگى میکند. (ماده ۶-۲۵-۲۵ مکرر قانون ثبت).

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کد امنیتی *