قانون مدنی – در اشخاص – در غايب مفقودالاثر

0

قانون مدنی – در اشخاص

در غايب مفقودالاثر

ماده 1011- غايب مفقودالاثر كسي است كه از غيبت او مدت بالنسبه‌ مديدي گذشته و از او به هيچ وجه خبري نباشد.

ماده 1012 اگر غايب مفقودالاثر براي اداره اموال خود تكليفي معين نكرده باشد و كسي هم نباشد كه قانوناً حق تصدي امور او را داشته ‌باشد محكمه براي اداره اموال او يك نفر امين معين مي‌كند وتقاضاي تعيين امين فقط از طرف مدعي‌العموم و اشخاص ذينفع دراين امر قبول مي‌شود.

  1. دادگاه صلح براي رسيدگي تعيين امين ، دادگاه عمومي آخرين اقامتگاه يا سکونت غايب است . رک مواد 126 و127 ق. ا..و براي تعيين دادگاه صالح نسبت به غايبي که در ايران محل اقامت و سکونت ندارد ، رک مواد128و129 ق. ا.ح.
  2. اشخاص ذي نفع را ماده 130 ق.ا.ح از قبيل وارث و بستانکار مي داند واشخاص واجب النفقه را نيز مي توان از اين گروه شمرد.

ماده 1013 – محكمه مي‌تواند از اميني كه معيّن مي‌كند تقاضاي ضامن ‌يا تضمينات ديگر نمايد.

ماده 1014 – اگر يكي از وراث غايب تضمينات كافيه بدهد محكمه ‌نمي‌تواند امين ديگري معيّن نمايد و وارث مزبور به اين سمت ‌معين خواهد شد.

ماده 1015 – وظايف و مسئوليت‌هاي اميني كه به موجب مواد قبل ‌معين مي‌گردد، همان است كه براي قيّم مقرر است‌.

از قانون امور حسبي

مصوب 2/4/1319

فصل سوم – اخيارات و مسئوليت قيم

ماده 74- قيم از تاريخي که سمت قيمومت به او اطلاع داده مي شود شروع به اعمال قيمومت خواهد نمود .

ماده 75- هر گاه قيم پس از تاريخ نصب و قبل از ابلاغ به او عملي به عنوان قيمومت نسبت به محجور کرده باشد نافذ است .

ماده 76- قيم در سياهه اموال محجور که در ابتداء دخالت خود تنظيم مي کند بايد برگ هاي بها دارد و اسناد ديون و اسناد املاک و تمام برگ هايي که داراي اهميتي است ذکر نمايد و برگ هايي که بها و اهميتي ندارد ، هر نوعي از آن ها را علي حده باگياني و عدد برگ ها را در سياهه دارايي قيد کند.

ماده 77- قيم بايد اجرت کسي که براي حفظ اموال از طرف دادستان يا دادرس محجور برنداشته است پس از زوال سمت خود از محجوري که رفيع حجر او شده يا کسي که به جاي او به سمت قيمومت منصوب شده است مطالبه نمايد .

ماده 79- قيم بايد در تربيت و اصلاح حال محجور رسمي و اهتمام نمايد و در امور و رعايت مصلحت را بنمايد .

ماده 80- قيم بايد اموال ضايع شدني محجور را بفروشد و از پول آن با رعايت مصلحت محجور مالي خريداري و يا به ترتيب ديگري که مصلحت باشد رفتار نمايد .

ماده 81- قيم مي تواند با رعايت مصلحت اموال منقوله اي که مورد احتياج محجور نيست فروخته ونسبت به پول آن مطابق ماده فوق عمل نمايد .

ماده 82- قيم بايد هزينه زندگاني محجور و اشخاص واجب النفقه او و هم چنين هزينه معالجه آن ها را در بيمارستان و غيره و هزينه لازم ديگر از قبيل هزينه تربيت اطفال محجور را بپردازد و اگر محجور ديوانه باشد بايد به حسب اقتضاي در خانه يا تيمارستان تحت معالجه قرار داده شود .

ماده 83- اموال غير منقول محجور فروخته نخواهد شد مگر با رعايت غبطه او و تصويب دادستان .

ماده 84- اسناد و اشيا قيمتي بايد به اطلاع دادستان در محل امني نگاهداري شود و وجوده نقدي که محل احتياج نيست بايد در يکي از بانک هاي معتبر گذاشته شود .

ماده 85- ولي با قيم مي تواند در صورتي که مقتضي بداند به محجور اجازه اشتغال به کار يا پيشه اي بدهد و در اين صورت اجازه نامبرده شامل لوازم آن کار يا پيشه هم خواند بود .

ماده 86- محجور مميز مي تواند اموال و منافعي را که به سعي خود او حاصل شده است با اذن ولي يا قيم اداره نمايد .

ماده 87- قيم بايد بعد از رفع حجر اموال محجور را به تصرف او بدهد و اگر در مدت حجر سمت قيمومت از قيم سلب و به جاي او شخص ديگري معين شد اموال را به تصرف قيم بعدي بدهد .

ماده 88- در صورتي که پزشک ازدواج مجنون را لازم بداند قيم يا اجازه دادستان مي تواند براي مجنون ازدواج نمايد و هر گاه طلاق زوجه مجنون لازم باشد به پيشنهاد دادستان و تصويب دادگاه قيم طلاق مي دهد .

ماده 89- در صورت فوت قيم ورثه کبير او اگر باشند مکلف هستند به دادستان اطلاع دهند و مادام که قيم جديد معين نشده حفظ و نظارت در اموال صغر و مجانين و اشخاص غير رشد که قيم آن ها فوت شده به عهده دادستان خواهد بود .

ماده 90- وجوه زايد از احتياج صغير را قيم در صورت امکان نبايد بدون سود بگذارد و اگر پيش از شش ماه بدون سود گذاشت مسئول تأدیه خسارت به ميزان تاخير تأدیه خواهد بود .

ماده 91- در صورتي که پس از تعيين قيم مورث ، محجور فوت نمايد قيم مکلف است در ظرف 10 روز درخواست مهر و موم و تحرير ترکه متوفي را بنمايد .

ماده 92- بعداز زوال قيمومت ، قيم مسئول حفظ اموال محجور است تا به تصرف شخصي که بايد تصرف نمايد بدهد .

ماده 93- هر گاه قيم در پول محجور به سود خود تصرف نمايد از تاريخ تصرف مسئول خسارت تاخير تأدیه مي باشد .

ماده 94- در صورتي که قيم متعدد بوده و با شرکت يکديگر در اموال محجور تعدي يا تفريط نمايند هر يک از آن ها مسئوليت تضامني دارند واگر بعضي از قيمت بدون شرکت ديگران تعدي يا تفريط در اموال محجور نمايند مسئوليت متوجه به کسي خواهد بود که تعدي يا تفريط کرده است .

ماده 95- هزينه حفظ و اداره اموال محجور و هزينه اي که براي رسيدگي به امور محجور و انجام وظايف قيمومت لازم مي شود از اموال محجور تأدیه مي گردد .

ماده 1016 – هرگاه هم فوت و هم تاريخ فوت غايب مفقودالاثر مسلم ‌شود اموال ‌او بين‌وراث‌موجود حين‌الموت‌تقسيم ‌مي‌گردد اگر چه يك ‌يا چند نفر آنها از تاريخ فوت غايب به بعد فوت كرده باشد.

  1. پيش از احراز فوت غايب و بعد از دو سال از تاريخ آخرين خبر ، وارثان او مي توانند از دادگاه بخواهند که دارايي غايب به تصرف آنان داده شود ، مگر اين که غايب کسي را براي اداره اموال خود معين کرده باشد مواد 1025. ق.م .و 136 تا140 ق. ا.ح.

ماده 1017 – اگر فوت غايب بدون تعيين تاريخ فوت ثابت گردد محكمه بايد تاريخي را كه فوت او در آن تاريخ محقق بوده معين كند در اين صورت اموال غايب بين وراثي كه در تاريخ مزبور موجود بوده‌اند، تقسيم مي‌شود.

ماده 1018 – مفاد ماده فوق در موردي نيز رعايت مي‌گردد كه حكم ‌موت فرضي غايب صادر شود.

ماده 1019 – حكم موت فرضي غايب در موردي صادر مي‌شود كه از تاريخ آخرين خبري كه از حيات او رسيده است مدتي گذشته باشد كه عادتاً چنين شخصي زنده نمي‌ماند.

ماده 1020 – موارد ذيل از جمله مواردي محسوب است كه عادتاً شخص غايب زنده فرض نمي‌شود :

1- وقتي كه ده‌ سال تمام از تاريخ آخرين خبري كه از حيات ‌غايب رسيده است گذشته و در انقضای مدت مزبور سن غايب از هفتاد و پنج‌سال گذشته باشد ؛

2- وقتي كه يك نفر به عنواني از عناوين‌، جزء قشون مسلح‌بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام از تاريخ انعقاد صلح‌ بگذرد بدون اين كه خبري از او برسد هرگاه جنگ منتهي به انعقاد صلح نشده باشد مدت مزبور پنج ‌سال از تاريخ ختم جنگ محسوب ‌مي‌شود ؛

3- وقتي كه يك نفر حين سفر بحري در كشتي بوده كه آن كشتي‌در آن مسافرت تلف شده است سه سال تمام از تاريخ تلف‌شدن‌ كشتي گذشته باشد بدون اين كه از آن مسافر خبري برسد.

ماده 1021 – در مورد فقره اخير ماده قبل اگر با انقضای مدت هاي ذيل كه‌ مبدأ آن از روز حركت كشتي محسوب مي‌شود كشتي به مقصد نرسيده باشد و در صورت حركت بدون مقصد به بندري كه از آن جا حركت كرده برنگشته و از وجود آن به هيچ وجه خبري نباشد كشتي‌تلف شده محسوب مي‌شود :

الف – براي مسافرت در بحرخزر و داخل خليج‌ فارس يك سال‌ ؛

ب – براي مسافرت در بحرعمان – اقيانوس هند – بحراحمر – بحرسفيد (مديترانه‌) – بحرسياه و بحر آزوف دو سال‌؛

ج – براي مسافرت در ساير بحار سه سال‌.

ماده 1022 – اگر كسي در نتيجه واقعه‌اي به غير آنچه در فقره 2 و 3 ماده‌مذكور است دچار خطر مرگ گشته و مفقود شده و يا درطياره بوده و طياره مفقود شده باشد وقتي مي‌توان حكم موت‌فرضي او را صادر نمود كه پنج‌ سال از تاريخ دچارشدن به خطر مرگ‌ بگذرد بدون اين كه خبري از حيات مفقود رسيده باشد.

ماده 1023 – در مورد مواد 1020 و 1021 و 1022 محكمه وقتي ‌مي‌تواند حكم موت فرضي غايب را صادر نمايد كه در يكي ازجرايد محل و يكي از روزنامه‌هاي كثيرالانتشار تهران اعلاني در سه‌ دفعه متوالي هر كدام به فاصلة يك ‌ماه منتشر كرده و اشخاصي را كه ‌ممكن ‌است از غايب‌ خبري ‌داشته ‌باشند دعوت نمايد كه اگر خبر دارند به اطلاع محكمه برسانند. هرگاه يك سال از تاريخ اولين اعلان بگذرد و حيات غايب ثابت نشود حكم موت فرضي او داده مي‌شود.

ماده 1024 – اگر اشخاص متعدد در يك حادثه تلف شوند فرض بر اين ‌مي‌شود كه همه آنها در آن واحد مرده‌اند. مفاد اين ماده مانع از اجرای مقررات مواد 873 و 874 جلد اول ‌اين قانون نخواهد بود.

ماده 1025 – وراث غايب مفقودالاثر مي‌توانند قبل از صدور حكم‌ موت فرضي او نيز از محكمه تقاضا نمايند كه دارایی او را به تصرف‌ آنها بدهد مشروط بر اين كه اولاً غايب مزبور كسي را براي اداره‌ كردن‌ اموال خود معين نكرده باشد و ثانياً دو سال تمام از آخرين خبرغايب گذشته باشد بدون اين كه حيات يا ممات او معلوم باشد. در مورد اين ماده رعايت ماده 1023 راجع به اعلان مدت ‌يك ‌سال حتمي است‌.

ماده 1026 – در مورد ماده قبل وراث بايد ضامن و يا تضمينات كافيه ‌ديگر بدهند تا در صورتي كه اشخاص ثالث حقي بر اموال او داشته‌ باشند از عهده اموال و يا حق اشخاص ثالث برآيند. تضمينات ‌مزبور تا موقع صدور حكم موت فرضي غايب باقي خواهد بود.

ماده 1027 – بعد از صدور حكم فوت فرضي نيز اگر غايب پيدا شود كساني كه اموال او را به عنوان وراثت تصرف كرده‌اند بايد آنچه را كه‌از اعيان يا عوض و يا منافع اموال مزبور حين پيدا شدن غايب‌ موجود مي‌باشد مسترد دارند.

ماده 1028 – اميني كه براي اداره‌ كردن اموال غايب مفقودالاثر معين‌ مي‌شود بايد نفقه زوجة دائم يا منقطعه كه مدت او نگذشته و نفقه اورا زوج تعهد كرده باشد و اولاد غايب را از دارایی غايب تأدیه نمايد در صورت اختلاف در ميزان نفقه تعيين آن به عهده محكمه است‌.

ماده 1029 – هرگاه شخصي چهارسال تمام غايب مفقودالاثر باشد زن‌ او مي‌تواند تقاضاي طلاق كند در اين صورت با رعايت مادة 1023حاكم او را طلاق مي‌دهد.

1-   طلاق با صدور حکم واقع نمي شود و اجراي آن با گفتن صيغه طلاق نزد دو مرد عادل در دفتر طلاق بوسيله نماينده دادگاه صورت مي پذيرد : رک .خانواده ، ج1، ش220.

2-   در موردي که عسر و حرج تحمل ناپذيري زندگي يا شرافت زن را تهديد مي کند ، رويه قضايي طلاق زن را پيش از گذشتن چهار سال پذيرفته است : رک. شماره 35-13/11/63 شعبه 105 دادگاه مدني خاص ، در مورد زني که شوهر او به هنگام جنگ مفقود شده است .

ماده 1030 – اگر شخص غايب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضای مدت‌ عده مراجعت نمايد نسبت به طلاق حق رجوع دارد ولي بعد از انقضای مدت مزبور حق رجوع ندارد.

1- مدت عده اين طلاق به اندازه عده وفات است و از تاريخ وقوع طلاق بوسيله نماينده دادگاه آغاز مي شود .

از قانون امور حسبي

باب چهارم – راجع به غايب مفقودالاثر

فصل اول- در صلاحيت دادگاه

ماده 126- امور راجع به غايب مفقودالاثر با دادگاه شهرستان محلي است که آخرين اقامتگاه غايب در آن محل بوده .

ماده 127- هر گاه اقاتگاه غایب در خارج از ايران باشد دادگاهي براي رسيدگي به امور غایب صالح است که آخرين محل سکونت غایب در حوزه آن دادگاه بوده .

ماده 128- هر گاه غایب در ايران اقامتگاه يا محل سکني نداشته يا اقامتگاه و محل سکناي او در ايران معلوم نباشد دادگاه محلي براي رسيدگي به امور غایب صالح است که ورثه غایب در آن محل اقامت يا سکني دارند .

ماده 129- در صورتي که ورثه غایب در ايران معلوم نباشد دادگاهي صالح است که غایب در آنجا مال دارد .

فصل دوم – در تعيين امين

ماده 130- دادستان و اشخاص ذينفع از قبيل وارث و بستانکار حق دارند از دادگاه درخواست تعيين امين براي اداره اموال غايب بنمايند .

ماده 131- پس از وصول درخواست تعيين امين ، دادگاه در خصوص غيبت و اين که غایب کسي را براي اداره اموال خود معين کرده است يا نه تحقيق نموده و پس از احراز غيبت و و جود شرايط ماده 1012 قانون مدني ، تعيين امين مي نمايد .

ماده 132- کسي که در زمان غيبت غایب عملاً متصدي امور او باشد در موقع تعيين امين براي غایب ، آن شخص بر ديگران مقدم خواهد بود .

ماده 133- غایبي که تابعيت او مشکوک است تابع مقررات راجع به تبعه ايران است .

ماده 134- ساير احکام امين غایب مطابق احکام مذکور در قانون مدني و باب سوم اين قانون است .

ماده 135- بعد از صدور حکم موت فرضي غايب يا معلوم شدن موت حقيقي يا زنده بودن غایب ، سمت امين زائل مي شود .

فصل سوم – دادن اموال بطور موقت به تصرف ورثه

ماده 136- بعد ازگذشتن دو سال تمام از آخرين خبر غایب ، ورثه او مي توانند از دادگاه درخواست کنند که دارایی غایب به تصرف آنها داده شود .

ماده 137- درخواست بايد کتبي و مشتمل بر امور زير باشد :

1- نام و مشخصات درخواست کننده.

2- مشخصات غایب .

3- تاريخ غيبت.

4- ادله و جهاتي که به موجب آن درخواست کننده حق اين درخواست را براي خود قائل است .

ماده 138- پس از وصول درخواست نامه ، دادگاه با حضور درخواست کننده و دادستان به دلائل درخواست رسيدگي مي نمايد و نيز راجع به اقامتگاه غایب و تاريخ غيبت و معلوم نبودن محل او بازجویی لازم نموده و در صورت احراز صلاحيت درخواست کننده آگهي مشتمل بر درخواست نامبرده و دعوت اشخاصي که از غایب اطلاعي دارند براي اظهار اطلاع به دادگاه ترتيب مي دهد .

ماده 139- آگهي مذکور فوق در سه دفعه متوالي هر کدام به فاصله يک ماه منتشر مي شود و يک سال از تاريخ نشر آخرين آگهي در صورت وجود شرايط مذکور در ماده 1025 و 1026 قانون مدني اموال غایب به تصرف ورثه او داده مي شود .

ماده140- در صورتي که غایب براي اداره اموال خود کسي را معين کرده باشد و آن کس فوت شود يا به جهت ديگري صلاحيتش براي اداره اموال از بين برود امين براي اداره اموال معين مي گردد و اموال به تصرف ورثه داده نمي شود تا حکم موت فرضي غایب صادر شود .

ماده 141- هرگاه در بين اموال غایب مال ضايع شدني باشد ورثه يا امين که اموال غایب به تصرف آنها داده شده آن مال را فروخته و از نتيجه فروش با رعايت مصلحت غایب مالي خريداري و يا اقدام ديگري که به صرفه غایب باشد ، مي نمايد .

ماده 142- هر يک از امين و ورثه که اموال غایب به تصرف آنها داده شده است مي توانند با اجازه دادستان اموال منقوله غایب را که مورد احتياج نيست فروخته و از پول آن مال ديگري که موافق مصلحت غایب باشد ، خريداري و يا اقدام ديگري که به صرفه غایب باشد بنمايند .

ماده 143- در موردي که اموال غایب به ورثه تسليم مي شود هر گاه وصيتي شده باشد ، اموال مورد وصيت به وصي يا موصي له داده مي شود مشروط به اين که مطابق ماده 1026 قانون مدني تأمين بدهند .

ماده 144- ورثه و وصي و موصي له که اموال غایب موقتاً به آنها تسليم مي شود بايد اموال را با رعايت مصلحت غایب حفظ و اداره نمايند و آنها در اداره اموال غایب به منزله وکيل او خواهند بود .

ماده 145- در مورد تسلم اموال به امين يا ورثه ، دادگاه به درخواست يکي از ورثه يا امين صورتي از اموال و اسناد غایب تنظيم مي نمايد و اين صورت در دفتر دادگاه بايگاني مي شود و اشخاص ذينفع مي توانند از آن رونوشت بگيرند .

ماده 146- در صورتي که ورثه درخواست کنند صورت اموال با حضور دادستان تنظيم و بهاي اموال به توسط کارشناس معين و در صورت اموال بهاي آنها قيد شود ، دادستان درخواست نامبرده را مي پذيرد و هزينه ارزيابي ازمال غايب برداشته خواهد شد .

ماده 147- نفقه اشخاص واجب النفقه غايب و ديون غایب از وجوه نقد يا منافع اموال او داده مي شود و در صورت عدم کفايت از اموال منقوله فروخت خواهد شد و اگر اموال منقول هم کافي نباشد ازاموال غير منقول فروخته مي شود.

ماده 148- در غير مورد ماده قبل ورقه و امين حق ندارند اموال غير منقول غایب را بفروشند يا رهن بگذارند .

ماده 149- در دعوي بر غایب ، ورثه يا امين حق دارند براي وصول مطالبات غایب اقامه دعوي نمايند .

ماده 150- در موردي که اموال غایب به تصرف ورثه يا امين داده شده باشد دادگاه مي تواند حق الزحمه متناسبي از درآمد اموال براي ورثه يا امين معين نمايد هزينه حفظ و اداره اموال غایب از اموال غایب برداشته مي شود .

ماده 151- هر گاه بين ورثه غایب ، غایبي بوده که محتاج به تعيين امين باشد ، براي او نيز اميني معين و سهم شخص غایب به امين سپرده مي شود .

ماده 152- هر گاه بين ورثه غایب محجوري باشد سهم او به ولي يا قيم و يا وصي سپرده خواهد شد .

فصل چهارم – در حکم موت فرضي

ماده 153- اشخاص زير مي توانند از دادگاه درخواست صدور حکم موت فرضي غایب را بنمايند :

1- ورثه غایب .

2- وصي و موصي له .

ماده 154- درخواست بايد کتبي و مشتمل بر امور زير باشد :

1- مشخصات غایب.

2- تاريخ غيبت .

3- دلایلی که به موجب آن درخواست کننده حق درخواست صدور حکم موت فرضي را دارد .

4- ادله و اسنادي که مطابق ماده 1020 و 1021 و 1022 قانون مدني ممکن است به موجب ان ادله و اسناد درخواست حکم موت فرضي غایب را نمود .

ماده 155- پس از وصول درخواست نامه ، دادگاه اظهارات و دلایل درخواست کننده را در نظر گرفته و در صورتي که اظهارات و دلایل نامبرده را موجه دانست آگهي مطابق ماده 1023 قانون مدني ترتيب مي دهد و اين آگهي در سه نوبت متوالي و هر کدام به فاصله يک ماه منتشر مي شود و جلسه رسيدگي به درخواست ، به فاصله يک سال از تاريخ نشر آخرين آگهي معين مي گردد .

مقررات اين ماده در صورتي اجراء مي شود که قبلاً در زمينه درخواست تصرف اموال آگهي نشده باشد و چنانچه مطابق ماده 1025 قانون مدني آگهي شده باشد دادگاه به آن آگهي اکتفا مي نمايد .

ماده 156- رسيدگي با جضور درخواست کننده و دادستان به عمل مي آيد – عدم حضور درخواست کننده مانع رسيدگي نيست .

ماده 157- دادگاه مي تواند هر گونه تحقيق که مقتضي بداند ، بنمايد و پس از احراز موجبات صدور حکم موت فرضي ، حکم مي دهد.

ماده 158- حکم بايد مشتمل بر امور زير باشد :

1- نام و نام خانوادگي درخواست کننده .

2- مشخصات غایب .

3- دلایل و مستندات حکم .

4- تاريخ صدور حکم .

ماده 159- درخواست کننده مي تواند از رد درخواست خود و دادستان از حکم موت فرضي پژوهش بخواهد و رأي پژوهش قابل فرجام نيست .

ماده 160- بعد از قطعيت حکم موت فرضي تأميناتي که از امين يا ورثه گرفته شده است ، مرتفع مي شود .

ماده 161- در هر موقع که موت حقيقي يا زنده بودن غايب معلوم شود اقداماتي که راجع به موت فرضي او بعمل آمده است بلا اثر خواهد شد ، مگر اقداماتي که براي حفظ و اداره اموال غايب شده است .

برای خرید و دانلود تمام متن قانون مدنی در یک فایل قابل ویرایش روی لینک زیر کلیک کنید :

20,000 ریال – خرید
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کد امنیتی *