قانون مدنی – در اشخاص – در اسناد سجل احوال

0

قانون مدنی – در اشخاص

در اسناد سجل احوال

ماده 992 سجل احوال هر كس به موجب دفاتري كه براي اين امر مقرر است معين مي‌شود.(رک. ماده 10 قانون ثبت احوال) .

  1. شناسنامه در واقع رونوشت رسمي و خلاصه اي از مفاد دفاتر سجل احوال است و در صورتي که با آن تعارض داشته باشد. بايد اصلاح شود.

ماده 993 – امور ذيل بايد در ظرف مدت و به طريقي كه به موجب‌ قوانين يا نظامات مخصوصه مقرر است به دايره سجل احوال اطلاع داده شود :

  1. ولادت هر طفل و همچنين سقط هر جنين كه بعد از ماه‌ششم از تاريخ حمل واقع شود ؛
  2. ازدواج اعم از دائم و منقطع ‌؛
  3. طلاق اعم از باين و رجعي و همچنين بذل مدت‌ ؛
  4. وفات هر شخص‌. (رک. مواد 12تا 34 قانون ثبت احوال).

از قانون ثبت احوال

مصوب 16/4/1355

فصل دوم- اسناد و دفاتر ثبت احوال

ماده10- وقايع ولادت ، مرگ ، ازدواج و طلاق و رجوع در اسناد و دفاتري به شرح زير به ثبت مي رسد :

الف- سند ثبت ولادت .

ب- سند ثبت مرگ .

ج- دفتر ثبت کل وقايع که در آن ولادت، ازدواج ، طلاق و رجوع و بذل مدت ومرگ و زوج و زوجه، ولادت و مرگ فرزندان، و مرگ صاحب سند از روي مندرجات اسناد ولادت و مرگ و اعلاميه ها و مدارک ثبت مي گردد.

تبصره1- صفحات دفتر ثبت کل وقايع بايد شماره گذاري شود و با تعيين تعداد کل صفحات نخ کشي و سرب و منگنه شده به امضاء دادستان شهرستان يا نماينده او برسد.

تبصره2- دفتر ثبت کل وقايع هر سال پس از انقضاي مدت صد و بيست سال از جريان خارج و به بايگاني راکد منتقل مي شود.

تبصره3- هرگاه اسناد يا دفاتر از بين برود در صورت وجود سابقه از روي سوابق و در صورت نبودن سابقه با دعوت صاحبان اسناد به وسيله آگهي طبق مدارک موجود در دست آنان پس از رسيدگي دفاتر يا اسناد معدوم تجديد مي گردد.

ماده11- سند ولادت يا مرگ پس از ثبت بايد به امضاء اعلام کننده و گواهان و مأمور يا نماينده ثبت احوال برسد و مهر شود و در صورت وجود گواهي ماما يا پزشک نيازي به گواهان نخواهد بود. پس از تکميل و امضای اسناد مزبور تصحيح يا تغيير مندرجات آن منحصراً به موجب مقررات اين قانون خواهد بود.

فصل سوم- ثبت ولادت

ماده12- ولادت هر طفل در ايران اعم ا زاين که پدر و مادر طفل ايراني يا خارجي باشند بايد به نماينده يا مأمور ثبت احوال اعلام شود و ولادت اطفال ايرانيان مقيم خارج از کشور به مأمور کنسولي ايران در محل اقامت و اگر نباشد به نزديک ترين مأموران کنسولي و يا به سازمان ثبت احوا ل کشور اعلام شود.

ماده13- ولادت واقع در ايران به وسيله نماينده يا مأمور ثبت احوال و ولادت واقع در خارج از کشور به وسيله مأموران کنسولي ايران در سند مخصوص ولادت به ثبت مي رسد و در سند ولادت بايد اطلاعات زير قيد شود :

  1. ساعت ، روز ، ماه ، سال و محل ولادت و تاريخ ثبت آن.
  2. نام و نام خانوادگي طفل و جنس و در صورت امکان گروه هاي اصل خون او.
  3. نام و نام خانوادگي و شغل و شماره شناسايي يا شماره پروانه اقامت و محل صدور شناسنامه يا پروانه اقامت و محل اقامت پدر و مادر.
  4. نام و نام خانوادگي و شغل و محل اقامت و شماره شناسايي و محل صدور شناسنامه اعلام کننده در صورتي که غير از پدر و مادر طفل باشد.
  5. نام و نام خانوادگي و شغل و شماره شناسايي و محل صدور شناسنامه و محل اقامات گواهان.
  6. نام و نام خانوادگي و امضای نماينده يا مأمور و مهر ثبت احوال.
  7. شماره و سري برگ مخصوص ثبت ولادت.
  8. محل توضيحات.

تبصره- پس از ثبت ولادت اگر طفلي ايراني باشد برگ ولادت صادر و تسليم مي گردد و اعلاميه براي ثبت واقعه در دفتر ثبت کل وقايع صفحه مخصوص پدر و مادر به اداره ثبت احوال محل صدور شناسنامه آنان فرستاده مي شود و در صورتي که طفل خارجي باشد گواهي ولادت صادر و تسليم مي گردد.

ماده14- براي هر فرد شماره شناسايي که مخصوص به او خواهد بود تعيين مي گردد و شماره شناسايي هر شخص در کليه مدارک مربوط به ثبت احوال او بايد قيد گردد.

ماده15- ثبت ولادت بايد مستند به تصديق پزشک يا ماماي رسمي يا مؤسسه اي که طفل در آن جا متولد گرديده است باشد، در غير اين صورت واقعه به تصديق دو نفر گواه ثبت مي شود.

تبصره- مهلت اعلام ولادت پانزده روز از تاريخ ولادت طفل است روز ولادت و تعطيل رسمي بعد از آخرين روز مهلت به حساب نمي آيد و در صورتي که ولادت در اثناي سفر زميني يا هوايي يا دريايي رخ دهد مهلت اعلام آن از تاريخ رسيدن به مقصد محسوب مي شود.

ماده16- اعلام و امضاي سند ثبت ولادت به ترتيب به عهده اشخاص زير خواهد بود :

  1. پدر.
  2. مادر در صورت غيبت پدر و در اولين موقعي که قادر به انجام اين وظيفه باشد.
  3. مادر يا جدپدر ي که از طرف دادگاه به سمت ولايت انتخاب شده باشند.
  4. وصي يا قيم يا امين.
  5. اشخاصي که قانونا عهده دار نگهداري طفل مي باشند.
  6. متصدي يا نماينده مؤسسه اي که طفل به آن جا سپرده شده است.
  7. صاحب واقعه که سن او از 18 سال تمام به بالا باشد.

تبصره- در صورتي که ازدواج پدر و مادر طفل به ثبت نرسيده باشد اعلام ولادت و امضاي اسناد متفقاً به عهده پدر و مادر خواهد بود و هرگاه اتفاق پدر و مادر در اعلام ولادت ميسر نباشد سند طفل با اعلام يکي از ابوين که مراجعه مي کند با قيد نام کوچک طرف غايب تنظيم خواهد شد . اگر ماده اعلام کننده باشد نام خانوادگي مادر به طفل داده مي شود.

ماده17- هرگاه ابوين طفل معلوم نباشند سند يا نام خانوادگي آزاد و نام هاي فرضي در محل اسامي ابوين تنظيم مي گردد. تصحيح اسامي فرضي يا تکميل مشخصات ناقص به موجب اقرارنامه موضوع ماده 1237 قانون مدني يا حکم دادگاه يا مدرک حصر وراثت به عمل خواهد آمد و نام خانوادگي طبق احکام مربوط به نام خانوادگي اصلاح خواهد شد . موضوع فرضي بودن اسامي پدر و مادر در شناسنامه منعکس نخواهد شد.

ماده18- نماينده يا مأمور ثبت احوال ولادت طفل فاقد ولي را ثبت و مراتب را براي اقدام قانوني به دادستان اطلاع خواهد داد.

تبصره- در صورتي که طفل در مکاني متولد شد که خروج از آن ممنوع يا محتاج به اجازه مخصوص باشد نظير ندامتگاه، کانون اصلاح و تربيت، وغيره، متصديان اين سازمان ها مکلف به اطلاع واقعه و ايجاد تسهيلات لازم براي انجام وظايف صاحب واقعه مي باشند.

ماده19- ماما يا پزشکي که در حين ولادت حضور و در زايمان دخالت داشته مکلف به صدور گواهي ولادت و ارسال يک نسخه آن به ثبت احوال محل در مهلت اعلام مي باشد.

ماده20- انتخاب نام با اعلام کننده است، براي نام گذاري يک نام ساده يا مرکبي (محمد رضا و سيد محمد علي و مانند آن) که عرفاً يک نام محسوب مي شود انتخاب خواهد شد. عناوين والقاب و نام هاي زننده و مستهجن يا نامتناسب با جنس ممنوع است.

ماده21- هرگاه از وضع حمل بيش از يک طفل متولد شود براي هر يک سند ولادت جداگانه به ترتيب تولد و با ذکر ساعت ولادت تنظيم خواهد شد.

فصل چهارم- ثبت مرگ

ماده22- مرگ هرکس اعم از ايراني يا خارجي و هم چنين ولادت طفلي که مرده به دنيا آمده يا بلافاصله پس از ولادت بميرد بايد به مأمور يا نماينده ثبت احوال اعلام شود. مرگ ايرانيان در خارج از کشور به مأموران کنسولي محل اقامت يا به نزديک ترين مأموران کنسولي ايران يا به سازمان ثبت احوال کشور اعلام مي شود.

مرگ ايرانيان و خارجيان ساکن کشور را مأموران و نمايندگان ثبت احوال و مرگ ايرانيان در خارج از کشور را برحسب محل اعلام مأموران کنسولي ايراني يا مأموران و يا نمايندگان ثبت احوال ثبت مي کنند، مرگ بايد در سند ثبت مرگ و هم چنين در دفتر ثبت کل وقايع در صفحات مربوط به درگذشته و پدر و مادر او و شناسنامه متوفي ثبت و امضا و مهر گردد.

مرگ خارجيان پس از ثبت به شهرباني محل اعلام مي شود و يک نسخه گواهي به سازمان ثبت احوال کشور فرستاده خواهد شد که به وزارت امور خارجه ارسال گردد.

تبصره- گواهي مرگ به هر شخصي که درخواست کند تسليم مي گردد.

ماده23- در سند ثبت مرگ بايد اطلاعات زير قيد گردد :

  1. محل، روز، ماه و سال مرگ و تاريخ ثبت.
  2. نام و نام خانوادگي و جنس و تاريخ تولد و شغل و شماره شناسايي و برگ ولادت يا پروانه اقامت و تاريخ و محل صدور شناسنامه يا پروانه اقامت در گذشته.
  3. علت مرگ در صورتي که مشخص باشد.
  4. نام و نام خانوادگي و شماره شناسايي و محل صدرو شناسنامه پدر و مادر در گذشته.
  5. نام و نام خانوادگي و شماره شناسايي و محل صدور شناسنامه و محل اقامت و سمت اعلام کننده.
  6. نام و نام خانوادگي و شماره شناسايي و محل صدرو شناسنامه و محل اقامت و شغل گواهان.
  7. نام و نام خانوادگي و امضاء نماينده يا مأمور ثبت احوال و اثر مهر.
  8. شماره و سري برگ مخصوص ثبت مرگ.
  9. محل توضيحات.

ماده24- واقعه مرگ بايد طبق تصديق پزشک و در صورت نبودن پزشک با حضور دو نفر گواه ثبت گردد.

در مورد طفلي که مرده به دنيا آمده يا بلافاصله پس از تولد بميرد در صورت وجود پزشک در محل، تصديق پزشک ضروري است و در صورت نبودن پزشک گواهي دو نفر کافي است.

پزشکي که وقوع مرگ به او اطلاع داده مي شود در هر مورد مکلف به معاينه جسد و صدور تصديق يا اظهارنامه مي باشد و در صورت امکان تشخيص علت مرگ بايد تصديق شود و به هر حال يک نسخه از تصديق يا اظهارنامه خود را بايد به ثبت احوا ل محل در مهلت مقرر ارسال نمايند.

ماده25- مهلت اعلام مرگ ده روز از تاريخ وقوع يا وقوف بر آن است.

روز مرگ و تعطيل رسمي بعد از آخرين روز مهلت به حساب نمي آيد و در صورتي که مرگ در اثناي سفر رخ دهد مهلت اعلام آن از تاريخ رسيدن به مقصد احتساب خواهد شد .

تبصره- ترتيب ثبت وقايع ولادت و مرگي که پس از انقضاي مهلت مقرر اعلام شود در آيين نامه اجرايي اين قانون تعيين خواهد شد.

ماده26- اعلام مرگ و امضاي سند ثبت مرگ به ترتيب به عهده يکي از اشخاص زيرا است :

  1. نزديک ترين خويشاوند متوفي که در موقع مرگ حاضر بوده است.
  2. متصدي يا صاحب مکاني که مرگ در آن رخ داده است يا نماينده او.
  3. هرشخصي که در موقع مرگ حاضر بوده است.
  4. مأموران انتظامي يا کدخدا.

تبصره- متصديان گورستان يا دفن مکلف به اطلاع مرگ به ثبت احوال هستند.

ماده 27- در صورتي که مرگ يا ولادت طي نامه رسمي از طرف مأموران انتظامي يا قضايي و يا ساير مقامات اعلام شود شماره و تاريخ اعلام نامه در سند درج و به منزله امضای سند خواهد بود.

ماده 28- در موارد زير اعلام مرگ به عهده مقامات زير است :

  1. در صورتي که مرگ در اثر بروز سوانح از قبيل زلزله ، سیل، توفان و آتش سوزی واقع شود مقامات انتظامی یا گروه های امدادی حاضر در محل مکلفند واقعه مرگ را ضمن ارسال صورت حاوی نام و نام خانوادگی وحتی المقدور شماره شناسایی و محل صدور شناسنامه و سن متوفی اعلام نماید .
  2. مرگ نظامیانی که در زمان صلح در سرباز خانه ویا ضمن مانورهای نظامی یا در زمان جنگ واقع می شود وسیله فرمانده قسمت با تعیین نام و نام خانوادگی و به شماره شناسایی و محل صدور شناسنامه اعلام می گردد.

ماده 29- در مواردی که مشخصات متوفی معلوم نشود یا به بعضی از اطلاعاتی که باید در سند قید شود دسترسی نباشد در سند ثبت مرگ به جای مشخصات عبارت (نا معلوم) نوشته می شود تکمیل مشخصات نا معلوم با هیات حل اختلاف خواهد بود.

ماده 30- مدرک ثبت فوت فرضی غایب مفقود الاثر حکم قطعی دادگاه است مدیران دفاتر دادگاه هایی که حکم قطعی فوت فرضی غایب مفقود الاثر از آن دادگاه صادر شده مکلفند یک نسخه از رای صادره را طی نامه رسمی به ثبت احوال محل ارسال دارند.

ماده 994 – حكم موت فرضي غايب كه برطبق مقررات كتاب پنجم ازجلد دوم اين قانون صادر مي‌شود بايد در دفتر سجل احوال ثبت ‌شود. (رک. مواد 1017 به بعد ق.م. و مواد 153 به بعد ق.ا.ح و ماده 30 ق.ث احوال).

از قانون امور حسبي

مصوب 2/4/1319

فصل چهارم- در حکم موت فرضي

ماده 153- اشخاص ذير مي توانند از دادگاه درخواست صدور حکم موت فرضي غايب را بنمايند :

  1. ورثه غايب.
  2. وصي و موصي له.

ماده 154- درخواست بايد کتبي و مشتمل بر امور ذير باشد :

  1. مشخصات غايب.
  2. تاريخ غيبت.
  3. دلايلي که به موجب آن درخواست کننده حق در خواست صدور حکم موت فرضي را دارد.
  4. ادله و اسنادي که مطابق ماده 1020و 1021 و 1022 قانون مدني ممکن است به موجب آن ادله و اسناد درخواست حکم موت فرضي غايب را نمود.

ماده 155- پس از وصول درخواست نامه، دادگاه اظهارات و دلايل درخواست کننده را در نظر گرفته و در صورتي که که اظهارات و دلايل نامبرده را موجه دانست آگهي مطابق ماده1023 قانون مدني ترتيب مي دهد و اين آگهي در سه نوبت متوالي و هرکدام به فاصله يک ماه منتشر مي شود و جلسه رسيدگي به درخواست، به فاصله يک سال از تاريخ نشر آخرين آگهي معين مي گردد.

مقررات اين ماده در صورتي اجراء مي شود که قبلا در زمينه درخواست تصرف اموال آگهي نشده باشد و چنانچه مطابق ماده 1025 قانون مدني آگهي شده باشد دادگاه به آن آگهي اکتفا مي نمايد.

ماده 156- رسيدگي با حضور درخواست کننده و دادستان به عمل مي آيد- عدم حضور درخواست کننده مانع رسيدگي نيست.

ماده 157- دادگاه مي تواند هر گونه تحقيق که مقتضي بداند، بنمايد و پس از احراز موجبات صدور حکم موت فرضي، حکم مي دهد.

ماده158 –حکم بايد مشتمل بر امور زير باشد :

  1. نام و نام خانواده درخواست کننده.
  2. مشخصات غايب.
  3. دلايل و مستندات حکم .
  4. تاريخ صدور حکم.

ماده 159- درخواست کننده مي تواند از رد درخواست خود و دادستان از حکم موت فرضي پژوهش بخواهد و راي پژوهش قابل فرجام نيست.

ماده160- بعد از قطعيت حکم موت فرضي تاميناتي که از امين يا ورثه گرفته شده است، مرتفع مي شود.

ماده 161- در هر موقع که موت حقيقي يا زنده بودن غايب معلوم شود، اقداماتي که راجع به موت فرضي او به عمل آمده است بلا اثر خواهد شد، مگر اقداماتي که براي حفظ و اداره اموال غايب شده است.

ماده 995 – تغيير مطالبي كه در دفاتر سجل احوال ثبت شده است ‌ممكن نيست مگر به موجب حكم محكمه‌.

ماده 996 – اگر عدم صحت مطالبي كه به دايره سجل احوال اظهار شده‌است در محكمه ثابت گردد يا هويت كسي كه در دفتر سجل احوال‌به عنوان مجهول‌الهويه قيد شده است معين شود و يا حكم فوت ‌فرضي غايب ابطال گردد مراتب بايد در دفاتر مربوطه سجل احوال ‌قيد شود.

  1. به موجب ماده6 قانون شهادت و امارات:« در دعاوي مربوط به اوراق هويت، حکمي که منحصرا به استناد شهادت شهود صادر شود موثر در معافيت از خدمت نظام وظيفه نخواهدبود» و به نظر مي رسد اين حکم خاص با نسخ مواد 1306 تا 1308ق.م. نيز نسخ ضمني نشده است.

ماده 997 – هر كس بايد داراي نام‌خانوادگي باشد. اتخاذ نام هاي ‌مخصوصي كه به موجب نظام نامه اداره سجل احوال معين مي‌شود، ممنوع است‌. (رک.مواد 40به بعد ق.ث.احوال).

  1. 1. «نظر به اين که تبصره 4 ماده3 قانون ثبت احوال مصوب تيرماه 1355 ناظر به اعطاي اختيار به هيات حل اختلاف براي تغيير نام هاي ممنوع مي باشد و رسيدگي به ساير دعاوي مربوط به نام اشخاص در صلاحيت عام محاکم عمومي دادگستري است: فلذا دادنامه صادر از شعبه سوم ديوان عالي کشور که بر همين اساس صدور يافته صحيح و موافق قانوني است».ديوان کشور، راي وحدت رويه قضايي، ش 62/1.
  2. «درخواست تغيير نام صاحب سند سجلي از حيث جنس(ذکور به اناث يا بالعکس) از مسايلي است که واجد آثار حقوقي مي باشد و از شمول بند4 ماده 3 قانون ثبت احوال خارج و رسيدگي به آن در صلاحيت محاکم عمومي دادگستري است… ديوان کشور، راي وحدت رويه قضايي، ش504- 10/2/1366، رديف 64/83، رک. آراء وحدت رويه قضايي سال 64-66، ص 83.

از قانون ثبت احوال

مصوب 16/4/1355

فصل هشتم – نام خانوادگي

ماده 40- تغيير نام خانوادگي با تصويب سازمان ثبت احوال کشور خواهد بود .

تبصره – موارد تغيير نام خانوادگي مطابق آيين نامه اجرايي اين قانون مي باشند.

ماده 41- حق تقدم نام خانوادگي با رعايت تاريخ تقدم صدور اسناد مختص اشخاصي است که به نام آنان در دفاتر مخصوص نام خانوادگي ادارات ثبت احوال به ثبت مي رسد و ديگري حق اختيار آن را در آن ندارد مگر اجازه دارنده حق تقدم و اين حق پس از فوت به ورثه قانوني انتقال مي يابد.

هر يک از وراث مي تواند شخصي که نام خانوادگي او را اختيار کرده مورد اعتراض قرار داده و تغيير نام خانوادگي او را از دادگاه بخواهد ولي وراث به الاتفاق می‌توانند به ديگري اجازه دهند نام‌ و نام‌ خانوادگی آن‌ها را اختيار نمايد .

تبصره- نام خانوادگي فرزند همان نام خانوادگي پدر خواهد بود اگر چه شناسنامه فرزند در قلمرو اداره ثبت احوال ديگري صادر گردد فرزندان کبير مي توانند براي خود نام خانوادگي ديگري انتخاب نمايند.

ماده42- زوجه مي تواند با موافقت همسر خود تا زماني که در قيد زوجيت مي باشد از نام خانوادگي همسر خود بدون رعايت حق تقدم استفاده کند ودر صورت طلاق ادامه استفاده از نام خانوادگي موکول به اجازه همسر خواهد بود.

ماده 998 – هركس كه اسم خانوادگي او را ديگري بدون حق اتخاذ كرده ‌باشد مي‌تواند اقامه دعوا كرده و در حدود قوانين مربوطه تغيير نام‌ خانوادگي غاصب را بخواهد.

اگر كسي نام‌ خانوادگي خود را كه در دفاتر سجل احوال ثبت كرده‌است مطابق مقررات مربوطه به اين امر تغيير دهد هر ذينفع ‌مي‌تواند در ظرف مدت و به طريقي كه در قوانين يا نظامات‌ مخصوصه مقرر است اعتراض كند.

ماده 999 – سند ولادت اشخاصي كه ولادت آنها در مدت قانوني به‌ دايره سجل احوال اظهار شده است سند رسمي محسوب خواهد بود.

  1. مهلت قانوني اعلام ولادت مدت پانزده روز از تاريخ ولادت طفل است . رک ماده 15 ق.ث . احوال.
  2. اثبات خلاف سند ولادت در صورتي مستلزم ادعاي جعل است که مربوط به اعلام و احراز مأمور رسمي باشد اثبات خلاف اظهاري که به مأمور ثبت احوال شده نيازي به ادعاي جعل ندارد و با شهادت نيز اثبات مي شود : ماده 1309 ق.م ناظر به بخشي از سند رسمي است که به مأمور رسمي نسبت داده مي شود نه به اعلام اشخاص عادي رويه قضايي در پذيرفتن شهادت براي احراز تاريخ واقعي ولادت و تصحيح شناسنامه در ترديد است و دادگاه براي تقويت يا تکميل ساير دلايل (بند1ماده1312 ق.م) از آن استفاده مي کنند ولي ساير دلايل مورد استناد نيز به طور معمول در زمره شهادت کتبي و امارات است.

ماده 1000 – ساير مطالب راجع به سجل احوال به موجب قوانين و نظام نامه‌هاي مخصوصه مقرر است‌. (رک قانون ثبت احوال مصوب تير ماه 1355 و آيين نامه هاي اجرايي آن).

ماده 1001 – مأمورين قونسولي ايران در خارجه بايد نسبت به ايرانيان ‌مقيم حوزه مأموريت خود وظايفي را كه به موجب قوانين و نظامات‌ جاريه به عهده دواير سجل احوال مقرر است انجام دهند.

قانون ثبت احوال

مصوب 16/4/1355

فصل اول – کليات

ماده 1- وظايف سازمان ثبت احوال کشور به قرار ذيل است :

الف- ثبت ولادت و صدور برگ ولادت و شناسنامه.

ب- ثبت واقعه فوت و صدور گواهي مرگ.

ج- تعويض شناسنامه هاي موجود در دست مردم .

د- ثبت ازدواج و طلاق و نقل تحولات .

ه- صدور گواهي ولادت براي اتباع خارجه.

و- تنظيم دفاتر ثبت کل وقايع و نام خانوادگي .

ز- جمع آوري و تهيه آمار انساني سراسر کشور و انتشار آن .

ح- وظايف مقرر ديگري که طبق قانون به عهده سازمان گذاشته شده است .

ماده2 – براي مطالعه و پيشنهاد روش هاي فني و اظهار نظر درباره اصلاح يا تغيير فرم ها و نمونه هاي سجلي و آماري و نحوه جمع آوري و انتشار آن ها و تهيه دستورالعمل ها و روش هاي فني سجلي و طرز جمع آوري اوراق باطله و تنظيم و نگهداري و حفاظت اسناد مدرک سجلي در مرکز سازمان ثبت احوال کشور شورايي به نام شوراي عالي ثبت احوال تشکيل مي شود اعضاي شوراي عالي ثبت احوال عبارت خواهند بود از رييس سازمان ثبت احوال کشور يا قائم مقام او و يک نفر از استادان دانشکده حقوق به انتخاب رييس دانشگاه تهران و يک نفر از قضات دادگستري به انتخاب وزير دادگستري و يک نفر از کارمندان مطلع ثبت احوال به انتخاب رئيس سازمان ثبت احوال و نماينده مرکز آمار ايران ، رياست شورا با معاون وزارت کشور و رييس سازمان ثبت احوال کشور يا قائم مقام او مي باشد و راي اکثريت لازم اجرا خواهد بود .

تبصره- نحوه جمع آوري و انتشار آمار انساني و تهيه نمونه هاي مربوط به پيشنهاد سازمان ثبت احوال کشور پس از جلب نظر مرکز آمار ايران و تصويب شوراي عالي ثبت احوال تعيين خواهد شد .

ماده 3- در مقر هر اداره ثبت احوال هياتي به نام هيات حل اختلاف مرکب از رييس اداره ثبت احوال و مسوول بايگاني يا معاونين و يا نمايندگان آنان و يکي از کارمندان مطلع اداره مزبور به انتخاب رييس اداره ثبت احوال استان تشکيل مي شود ، وظايف هيات حل اختلاف به قرار زير است :

1- تصحيح هر نوع اشتباه در تحرير مندرجات اسناد ولادت و مرگ بعد از امضا سند و قبل از تسليم برگ يا گواهي ولادت مرگ و تکميل سند از نظر مشخصاتي که نامعلوم بوده است مندرج در ماده 29 اين قانون .

2- رفع اشتباهات ناشي از تحرير ضمن ثبت وقايع يا نقل مندرجات اسناد و اعلاميه ها و مدارک به دفاتر ثبت کل وساير دفتر .

3- ابطال اسناد مکرر و يا موهوم و تصحيح اشتباه در ثبت جنس صاحب سند و تغيير نام هاي اعلام مي شود .

4- ابطال اسناد مکرر و يا موهوم و تصحيح اشتباه در ثبت جنس صاحب سند و تغيير نام هاي ممنوع.

5- حذف کلمات زايد غيرضروري و ناشي از اشتباه در اسناد سجلي اشخاص .

ترتيب تقاضا و گردش کار دفاتر هيات ها و نحوه رسيدگي و ابلاغ تصميمات در آيين نامه اجرايي اين قانون تعيين خواهد شد.

تبصره – تصحيح هر نوع اشتباه در تحرير مندرجات اسناد ولادت و مرگ اگر قبل از امضا باشد و با توضيح مراتب در حاشيه سند به عمل مي آيد و امضا کنندگان سند ذيل توضيح را امضا خواهند نمود.

ماده 4- رسيدگي به شکايات اشخاص ذينفع از تصميمات هيات حل اختلاف و هم چنين رسيدگي به ساير دعاوي راجع به اسناد ثبت احوال با دادگاه شهرستان يا دادگاه بخش مستقل اقامت خواهان به عمل مي آيد و راي دادگاه فقط پژوهش پذير است .

مهلت شکاست از تصميم هيات حل اختلاف ده روز از تاريخ ابلاغ است .

تبصره – هر گاه سند صبت احوال در ايران تنظيم شده و ذينفع مقام خارج از کشور باشد رسيدگي با دادگاه محل صدور سند و اگر محل تنظيم سند و اقامت خواهان هر دو در خارج از کشور باشد دادگاه شهرستان تهران خواهد بود .

ماده 5- سازمان ثبت احوال کشور در اجراي وظايفي که بر عهده دارد مي تواند از وجود کدخداها اعضاي انجمن هاي ده و شرکت هاي تعاوني استفاده نمايند .

تبصره – مأموران دولت و کارکنان بيمارستان ها و گورستان ها مکلفند با سازمان ثبت احوال کشور در اجراي وظايف قانوني همکاري نمايند.

ماده 6- نماينده يا مأمور ثبت احوال کسي است که از طرف سازمان ثبت احوال کشور و يا ادارات تابعه براي ثبت وقايع يا دريافت اعلامات منصوب شده باشد .

تبصره 1- اعلام کننده کسي است که مکلف به اعلام واقعه مي باشد و مي تواند شخص ديگري رسما وکالت دهد تا از طرف او واقعه را اعلام نمايد .

تبصره 2- گواه از لحاظ اين قانون کسي است که صحت اظهارات اعلام کننده را گواهي مي کند.

ماده 7- سن گواه و اعلام کننده نبايد کم تر از 18 سال تمام باشد .

پدر و مادري که قبل از رسيدن به سن 18 سال تمام ازدواج کرده اند مي توانند ولادت يا مرگ فرزند خود را اعلام نمايند.

ماده 8- اسناد ولادت و مرگ و شناسنامه و برگ و لادت گواهي ولادت و اعلاميه ها و اطلاعيه ها و دفاتر ثبت کل وقايع و نام خانوادگي از اسنادر رسمي است و تا زماني که به موجب تصميم هيات حل اختلاف يا راي دادگاه بر حسب مورد تصحيح يا باطل نشده به قوت خود باقي مي باشد.

ماده 9- رونوشت يا فتوکپي شناسنامه يا برگ ولادت يا گواهي ولادت مراجعين به ادارات و مووسسات دولتي و شهرداري و بخش خصوصي که براي انجام مراجعات آنان ضرورت دارد مستقيماً توسط آن مراجع تهيه خواهد شد .

فصل دوم – اسناد و دفاتر ثبت احوال

ماده 10- وقايع ولادت ، مرگ ، ازدواج و طلاق و رجوع در اسناد و دفاتري به شرح زير به ثبت مي رسد :

الف- سند ثبت ولادت.

ب- سند ثبت مرگ.

ج- دفتر ثبت کل وقايع که در آن ولادت ، ازدواج ، طلاق و رجوع و بذل مدت و مرگ زوج و زوجه ، ولادت و مرگ فرزندان و مرگ صاحب سند از روي مندرجات اسناد ولادت و مرگ و اعلاميه هاي و مدارک ثبت‌ می‌گردد .

تبصره 1- صفحات دفتر ثبت کل وقايع بايد شماره گذاري شود و با تعيين تعداد کل صفحات نخ کشي و سرب و منگنه شده به امضا دادستان شهرستان يا نماينده او برسد.

تبصره 2- دفتر ثبت کل وقايع هر سال پس از انقضاي مدت صد و بيست سال از جريان خارج و به بايگاني راکد منتقل مي شود .

تبصره 3- هر گاه اسناد يا دفاتر از بين برود در صورت وجود سابقه از روي سوابق و در صورت نبودن سابقه با دعوت صاحبان اسناد به وسيله آگهي طبق مدارک موجود در دست آنان پس از رسيدگي دفاتر يا اسناد معدوم تجديد مي گردد .

ماده11- سند ولادت يا مرگ پس از ثبت بايد به امضاء اعلام کننده و گواهان و مأمور يا نماينده ثبت احوال برسد و مهر شود و در صورت وجود گواهي ماما يا پزشک نيازي به گواهان نخواهد بود پس از تکميل و امضا اسناد مزبور تصحيح يا تغيير مندرجات آن منحصراً به موجب مقررات اين قانون خواهد بود .

فصل سوم – ثبت ولادت

ماده 12- ولادت هر طفل در ايران اعم از اين که پدر و مادر طفل ايراني يا خارجي باشند بايد به نماينده يا مأمور ثبت احوال اعلام شود و ولادت اطفال ايرانيان مقيم خارج از کشور به مأمور کنسولي ايران در محل اقامت و اگر نباشد به نزديک ترين مأموران کنسولي و يا به سازمان ثبت احوال کشور اعلام شود .

ماده 13- ولادت واقع در ايران به وسيله نماينده يا مأمور ثبت احوال و ولادت واقع در خارج از کشور به وسيله مأموران کنسولي ايران در سند مخصوص ولادت به ثبت مي رسد و در سند ولادت بايد اطلاعات زير قيد شود :

1- ساعات روز ، ماه سال و محل ولادت وتاريخ ثبت آن .

2- نام و نام خانوادگي طفل و جنس و در صورت امکان گروه هاي اصلي خون او .

3- نام و نام خانوادگي و شغل و شماره شناسايي يا شماره پروانه اقامت و محل صدور شناسنامه يا پروانه اقامت و محل اقامت پدر و مادر .

4- نام و نام خانوادگي و شغل و محل اقامت و شماره شناسايي و محل صدور شناسنامه اعلام کننده در صورتي که غير از پدر و مادر طفل باشد .

5- نام و نام خانوادگي و شغل و شماره شناسايي و محل صدور شناسنامه و محل اقامت گواهان .

6- نام و نام خانوادگي و امضاء نماينده يا مأمور و مهر و ثبت احوال .

7- شماره و سري برگ مخصوص ثبت ولادت .

8- محل توضيحات .

تبصره – پس از ثبت ولادت اگر طفل ايراني باشد برگ ولادت صادر و تسليم مي گردد و اعلاميه براي ثبت واقعه در دفتر ثبت کل وقايع صفحه مخصوص پدر و مادر به اداره ثبت احوال محل صدور شناسنامه آنان فرستاده مي شود و در صورتي که طفل خارجي باشد گواهي ولادت صادر و تسليم مي گردد .

ماده 14- براي هر فرد شماره شناسايي که مخصوص به او خواهد بود تعيين مي گردد و شماره شناسايي هر شخص در کليه مدارک مربوط به ثبت احوال او بايد قيد گردد .

ماده 15- ثبت ولادت بايد مستند به تصديق پزشک يا ماماي رسمي يا مؤسسه اي که طفل در آن جا متولد گرديده است باشد ، در غير اين صورت واقعه به تصديق دو نفره گواه ثبت مي شود .

تبصره – مهلت اعلام ولادت پانزده روز از تاريخ ولادت طفل است روز ولادت و تعطيل رسمي بعد از آخرين روز مهلت به حساب نمي آيد و در صورتي که ولادت در اثناي سفر زميني يا هوايي رخ دهد مهلت اعلام آن از تاريخ رسيدن به مقصد محسوب مي شود .

ماده 16- اعلام و امضای سند ثبت ولادت به ترتيب به عهده اشخاص زير خواهد بود :

1- پدر .

2- مادر در صورت غيبت پدر و در اولين موقعي که قادر به انجام اين وظيفه باشد .

3- مادر يا جد پدري که از طرف دادگاه به سمت ولايت انتخاب شده باشند .

4- وصي يا قيم يا امين .

5- اشخاصي که قانونا عهده دار نگهداري طفل مي باشند .

6- متصدي يا نماينده مؤسسه اي که طفل به آنجا سپرده شده است .

7- صاحب واقعه که سن او از 18 سال تمام به بالا باشد .

تبصره – در صورتي که ازدواج پدر و مادر طفل به ثبت نرسيده باشد اعلام ولادت و امضا اسناد متفقا به عهده پدر و مادر خواهد بود و هرگاه اتفاق پدر و مادر در اعلام ولادت ميسر نباشد سند طفل با اعلام يکي از ابوين که مراجعه مي کند با قيد نام کوچک طرف غايب تنظيم خواهد شد .

اگر مادر اعلام کننده باشد نام خانوادگي مادر به طفل داده مي شود .

ماده 17- هر گاه ابوين طفل معلوم نباشد سند يا نام خانوادگي آزاد و نام هاي فرضي در محل اسامي ابوين تنظيم مي گردد تصحيح اسامي فرضي يا تکميل مشخصات ناقص به موجب اقرار نامه موضوع ماده 1237 قانون مدني يا حکم دادگاه يا مدارک حصر وراثت به عمل خواهد آمد و نام خانوادگي طبق احکام مربوط به نام خانوادگي اصلاح خواهد شد .

موضوع فرضي بودن اسامي پدر و مادر در شناسنامه منعکس نخواهد شد .

ماده 18- نماينده يا مأمور ثبت احوال ولادت طفل فاقد ولي را ثبت و مراتب را براي اقدام قانوني به دادستان اطلاع خواهد داد.

تبصره – در صورتي که طفل در مکاني متولد مي شود که خروج از آن ممنوع يا محتاج به اجازه مخصوص باشد نظير ندامتگاه ، کانون اصلاح و تربيت و غيره ، متصديان اين سازمان ها مکلف به اطلاع واقعه و ايجاد تسهيلات لازم براي انجام وظايف صاحب واقعه مي باشند .

ماده 19- ماما يا پزشکي که در حين ولادت حضور و در زايمان دخالت داشته مکلف به صدور گواهي ولادت و ارسال يک نسخه آن به ثبت احوال محل در مهلت اعلام مي باشد .

ماده 20- انتخاب نام يا اعلام کننده است براي نام گذاري يک نام ساده يا مرکب (محمد رضا و سيد محمد علي و مانند آن ) که عرفاً يک نام محسوب مي شود انتخاب خواهد شد عناوين و القاب و نام هاي زننده و مستهجن يا نامتناسب با جنس ممنوع است.

ماده 21- هر گاه از وضع حمل بيش از يک طفل متولد شود براي هر يک سند ولادت جداگانه به ترتيب تولد و با ذکر ساعت ولادت تنظيم خواهد شد .

فصل چهارم- ثبت مرگ

ماده 22- مرگ هر کس اعم از ايراني يا خارجي و هم چنين ولادت طفلي که مرده به دنيا آمده يا بلافاصله پس از ولادت بميرد بايد به مأمور يا نماينده ثبت احوال اعلام شود .

مرگ ايرانيان در خارج از کشور به مأموران کنسولي محل اقامت يا به نزديکترين مأموران کنسولي ايران يا به سازمان ثبت احوال کشور اعلام مي شود .

مرگ ايرانيان و خارجيان ساکن کشور را مأموران و نمايندگان ثبت احوال و مرگ ايرانيان در خارج از کشور را بر حسب محل اعلام مأموران کنسولي ايراني يا مأموران و يا نمايندگان ثبت احوال ثبت مي کنند مرگ بايد در سند ثبت مگر و هم چنين در دفتر ثبت کل وقايع در صفحات مربوط به در گذشته و پدر و مادر او و شناسنامه متوفي ثبت و امضاو مهر گردد .

مرگ خارجيان پس از ثبت به شهرباني محل اعلام مي شود و يک نسخه گواهي به سازمان ثبت احوال کشور فرستاده خواهد شد که به وزارت امور خارجه ارسال گردد .

تبصره – گواهي مرگ به هر شخصي که درخواست کند تسليم مي گردد .

ماده 23- در سند ثبت مرگ بايد اطلاعات زير قيد گردد :

1- محل ، روز ، ماه و سال مرگ تاريخ ثبت .

2- نام و نام خانوادگي و جنس و تاريخ تولد و شغل و شماره شناسايي و برگ ولادت يا پروانه اقامت و تاريخ و محل صدور شناسنامه يا پروانه اقامت در گذشته .

3- علت مرگ در صورتي که مشخص باشد .

4- نام و نام خانوادگي و شماره شناسايي و محل صدور شناسنامه پدر و مادر در گذشته .

5- نام و نام خانوادگي و شماره شناسايي و محل صدور شناسنامه و محل اقامت و سمت اعلام کننده .

6- نام و نام خانوادگي و شماره شناسايي و محل صدور شناسنامه و محل اقامت و شغل گواهان .

7- نام و نام خانوادگي و امضا کننده يا مأمور صبت احوال و اثر مهر .

8- شماره و سري برگ مخصوص ثبت مرگ .

9- محل توضيحات .

ماده 24- واقعه مرگ بايد طبق تصديق پزشک و در صورت نبودن پزشک با حضور دو نفر گواه ثبت گردد .

در مورد طفلي که مرده به دنيا آمده يا بلافاصله پس از تولد بميرد در صورت وجود پزشک در محل ، تصديق پزشک ضروري است و در صورت نبودن پزشک گواهي دو نفر کافي است .

پزشکي که وقوع مرگ به او اطلاع داده مي شود در هر مورد مکلف به معاينه جسد و صدور تصديق يا اظهار نظر مي باشد و در صورت امکان تشخيص علت مرگ بايد تصديق شود و به هر حال يک نسخه از تصديق يا اظهار نظر خود را بايد به ثبت احوال محل در مهلت مقرر ارسال نمايند .

ماده 25- مهلت اعلام مرگ ده روز از تاريخ وقوع يا وقوف بر آن است .

روز مگر و تعطيل رسمي بعد از آخرين روز مهلت به حساب نمي آيد و در صورتي که مرگ در اثناي سفر رخ دهد مهلت اعلام آن از تاريخ رسيدن به مقصد احتساب خواهد شد.

تبصره – ترتيب ثبت وقايع ولادت و مرگي که پس از انقضاي مهلت مقرر اعلام شود در آيين نامه اجرايي اين قانون تعيين خواهد شد .

ماده 26- اعلام مرگ و امضای سند ثبت مرگ به ترتيب به عهده يکي از اشخاص زير است :

1- نزديک ترين خويشاوند متوفي که در موقع مرگ حاضر بوده است .

2- متصدي يا صاحب مکاني که مگر در آن رخ داده است يا نماينده او .

3- هر شخصي که در موقع مرگ حاضر بوده است .

4- مأموران انتظامي يا کدخدا .

تبصره – متصديان گورستان يا دفن مکلف به اطلاع مرگ به ثبت احوال هستند.

ماده 27- در صورتي که مرگ يا ولادت طي نامه رسمي از طرف مأموران انتظامي يا قضايي و يا ساير مقامات اعلام شود شماره وتاريخ اعلام نامه در سند درج و به منزله امضا سند خواهد بود .

ماده 28- در موارد زير اعلام مرگ به عهده مقامات زير است :

1- در صورتي که مرگ در اثر بروز سوانح از قبيل زلزله ، سيل ، توفان و آتش سوزي واقع شود مقامات انتظامي يا گروه هاي امدادي حاضر در محل مکلفند واقعه مرگ را ضمن ارسال صورت حاوي نام و نام خانوادگي و حتي المقدور شماره شناسايي و محل صدور شناسنامه و سن متوفي اعلام نمايند .

2- مرگ نظامياني که در زمان صلح در سربازخانه و يا ضمن مانورهاي نظامي يا در زمان جنگ واقع مي شود وسيله فرمانده قسمت با تعيين نام و نام خانوادگي و شماره شناسايي و محل صدور شناسنامه اعلام مي گردد .

ماده 29- در مواردي که مشخصات متوفي معلوم نشود يا به بعضي از اطلاعاتي که بايد در سند قيد شود دسترسي نباشد در سند ثبت مرگ به جاي مشخصات عبارت نامعلوم نوشته مي شود تکميل مشخصات نامعلوم با هيات حل اختلاف خواهد بود .

ماده 30- مدرک ثبت فوت فرضي غايب مفقودالاثر حکم قطعي دادگاه است مديران دفاتر دادگاه هايي که حکم قطعي فوت فرضي غايب مفقودالاثر از آن دادگاه صادر شده مکلفند يک نسخه از راي صادره را طي نامه رسمي به ثبت احوال محل ارسال دارند .

فصل پنجم – ازدواج و طلاق

ماده 31- دارندگان دفاتر رسمي ازدواج و طلاق مکلفند وقايع ازدواج و طلاق و رجوع را که را که در دفاتر مربوط ثبت مي کنند در شناسنامه زوجين نيز درج و امضا و مهر نمايند و حداکثر هر پانزده روز يک بار وقايع ازدواج و طلاق و رجوعي را که در دفاتر به ثبت مي رسد روي نمونه هاي مربوط تهيه و به ثبت احوال محل تحويل و رسيد دريافت دارند .

ازدواج و طلاق و رجوع ايرانيان در خارج از کشور بايد به وسيله کنسولگري هاي مربوط در دفاتري که از طرف ثبت احوال تهيه مي شود ثبت و حداکثر هر يک ماه يک بار وقايع ازدواج و طلاق و رجوعي را که در دفاتر به ثبت مي رسد روي نمونه هاي مخصوص تهيه و از طريق وزارت امور خارجه به سازمان ثبت احوال کشور فرستاده شود.

ماده 32- طلاق ، رجوع و بذل مدت که در دفتر رسمي طلاق به ثبت نرسيده باشد با ارائه اقرار نامه رسمي در اسناد ثبت احوال طرفين ثبت خواهد شد .

ازدواج هايي که در دفاتر رسمي ازدواج به ثبت نرسيده باشد در صورت وجود شرايط زير در اسناد سجلي زن و شوهر ثبت خواهد شد :

1- ارائه اقرار نامه رسمي مبني بر وجود رابطه زوجيت بين متقاضيان ثبت واقعه ازدواج.

2- در موقع تنظيم اقرارنامه سن زوج از بيست سال تمام و سن زوجه از هيجده سال تمام کم تر نباشد.

3- گواهي ادارت ثبت احوال محل صدور شناسنامه هاي زوجين به اين که در تاريخ اعلام واقعه طرفين در قيد ازدواج ديگري نمي باشند .

تبصره – نمايندگان ثبت احوال مکلفند پس از ثبت واقعه رونوشت اقرار نامه را به دادسراي محل ارسال نمايند .

ماده 33 – کليه وقايع ازدواج و طلاق يا مرگ زوج يا زوجه و رجوع و بذل مدت و فسخ نکاح بايد در دفاتر ثبت کل وقايع ثبت شود ولي در شناسنامه به شرح زير انعکاس خواهد يافت .

در المثناي شناسنامه مرد يا زن آخرين نکاح و طلاق يا بذل مدت و در صورت تعدد زوجات آن تعداد ازدواج که به وقت خود باقي است منعکس خواهد شد .

ازدواج و طلاق غير مدخوله در المثناي شناسنامه درج نخواهد شد .

ماده 34- افشاي اطلاعات مذکور در دفاتر ثبت کل وقايع واسناد سجلي جز براي صاحب سند و مقامات قضايي و دولتي ذيصلاح ممنوع است .

فصل ششم – صدور شناسنامه

ماده 35- براي افراد ايراني ظرف سه ماه پس از رسيدن به سن 18 سال تمام شناسنامه صادر خواهد شد افراد مذکور مکلفند با تسليم عين يا المثني برگ ولادت و عکس 18 سالگي از ثبت احوال محل اقامت خود درخواست صدور شناسنامه نمايند .

ماده 36- شناسنامه از روي دفاتر ثبت کل وقايع صادر و بايد داراي اطلاعات زير و عکس و اثر انگشت صاحب آن باشد :

1- شماره شناسايي و محل و تاريخ ثبت و صدور شناسنامه .

2- نام و نام خانوادگي و جنس دارنده آن .

3- محل و تاريخ تولد با قيد روز و ماه و سال خورشيدي .

4- نام و شماره شناسايي و محل صدور شناسنامه پدر و مادر .

5- وقت تجديد شناسنامه و در صورت امکان گروه هاي اصلي خون .

6- نام و نام خانوادگي و امضا مأمور صدور و مهر اداره و شماره سري شناسنامه .

7- محل اقامت و محل مخصوص ثبت ازدواج و طلاق يا مرگ زوج و ولادت و مرگ فرزندان ومرگ صاحب شناسنامه .

8- محل توضيحات .

9- قيد شماره و محل صدور شناسنامه سابق .

تبصره 1- شناسنامه اوليه بايد در چهل سالگي تمام با عکس همان سال صاحب آن تجديد شود در نقاطي که وسايل عکاسي نيست ثبت احوال بايد فراهم کند.

صاحب شناسنامه پس از رسيدن به سن چهل سال تمام مکلف است ظرف سه ماه براي تجديد آن مراجعه نمايد.

تبصره 2- المثناي برگ ولادت و شناسنامه يا گواهي ولادت و تجديد شناسنامه مطابق مقررات آيين نامه اين قانون درخواست و صادر خواهد شد .

ماده 37- سازمان ثبت احوال کشور مکلف است به مجرد وصول اعلام ترک تابعيت و يا اخراج از تابعيت اشخاص از طرف وزارت امور خارجه ترک و يا اخراج تابعيت را در دفاتر و اسناد منعکس و برگ ولادت يا شناسنامه را معدوم نمايد .

فصل هفتم – صدور کارت شناسايي

ماده 38- در نقاطي که دولت مقتضي بداند و اعلام کند کساني که سن آنان از 15 سال به بالا است بايد داراي کارت شناسايي بوده و هميشه آن را همراه داشته باشند کارت شناسايي حاوي مشخصات و اثر انگشت و عکس و نشاني محل سکونت و گروه هاي اصلي خون خواهد بود .

ترتيب صدور ترتيب درج مشخصات دارنده کارت شناسايي و چگونگي تحصيل اطلاعات مربوط به سکونت و ساير اطلاعات از قبيل گروه خون و اشخاصي که براي صغار و مجانين کارت شناسايي اخذ نمايند در آيين نامه اجرايي تعيين خواهد شد .

ماده 39 و تبصره هاي آن – طبق قانون مصوبات 13/11/58 لغو شده .

فصل هشتم – نام خانوادگي

ماده 40 – تغيير نام خانوادگي با تصويب سازمان ثبت احوال کشور خواهد بود .

تبصره – موارد تغيير نام خانوادگي مطابق آيين نامه اجرايي اين قانون مي باشد .

ماده 41- حق تقدم نام خانوادگي با رعايت تاريخ تقدم صدور اسناد مختص اشخاصي است که به نام آن در دفاتر مخصوص نام خانوادگي ادارات ثبت احوال به ثبت مي رسد و ديگري حق اختيار آن را در آن اداره ندارد مگر با اجازه دارنده حق تقدم و اين حق پس از فوت به ورثه قانوني انتقال مي يابد .

هر يک از وراث مي تواند شخصي که نام خانوادگي او را اختيار کرده مورد اعتراض قرار داده و تغيير نام خانوادگي او را از دادگاه بخواهد ولي وراث بالاتفاق مي توانند به ديگري اجازه دهند که نام خانوادگي آن ها را اختيار نمايد .

تبصره – نام خانوادگي فرزند همان نام خانوادگي پدر خواهد بوداگر چه شناسنامه فرزند در قلمرو اداره ثبت احوال ديگري صادر گردد فرزندان کبير مي توانند براي خود نام خانوادگي ديگري انتخاب نمايند .

ماده 42- زوجه مي تواند با موافقت همسر خود تا زماني که در قيد زوجيت مي باشد از نام خانوادگي همسر خود بدون رعايت حق تقدم استفاده کند و در صورت طلاق ادامه استفاده از نام خانوادگي موکول به اجازه همسر خواهد بود .

فصل نهم – تعويض شناسنامه هاي موجود و نقل آن به دفاتر ثبت کل وقايع

ماده 43- سازمان ثبت احوال کشور مکلف است شناسنامه هاي موجود در دست مردم را به تدريج تعويض نمايد و کليه افرادنيز مکلفند در مهلت هاي معين که سازمان ثبت احوال کشور طي آگهي و وسايل ارتباط جمعي و به ترتيب گروه سني تعيين خواهد نمود به مأموران ثبت احوال محل اقامت خود براي اعلام هويت و وقايع حياتي خود و ارائه مدرک و دريافت شناسنامه نمونه جدي مراجعه نمايند مرگ هاي ثبت نشده زوج و زوجه و فرزندان نيز ضمن اين مراجعه بايد اعلام شود .

ماده 44- اشخاصي که در مهلت هاي معين در آگهي منتشره مأموران ثبت احوال را از داشتن شناسنامه مکرر يا استفاده از شناسنامه غير يا دريافت شناسنامه موهوم يا استفاده از شناسنامه ايراني با داشتن تابعيت خارجي مطلع نمايند از تعقيب و مجازات معاف خواهند بود ولا پس از انقضاي مهلت هاي معينه جرايم مزبور مستمر شناخته شده و مشمول مجازات مصرح در مواد 48و49 اين قانون خواهند بود .

هويت دارندگان شناسنامه مکرر به انتخاب صاحبان و يا نمايندگان قانوني آنان تثبيت و هويت اشخاصي که از شناسنامه غير استفاده نموده اند و هم چنين مدارک ازدواج و طلاق و شناسنامه فرزندان مطابق شناسنامه قانوني که صادر مي شود خواهد بود .

تبصره – تعويض شناسنامه همسر و فرزندان ، ضمن گروه سني همسري که در مهلت مقر مراجعه مي کند به عمل خواهد آمد و هم چنين در موقع ثبت ولادت طفل شناسنامه پدر و مادر و افراد خانواده تعويض خواهد شد اگر چه مهلت مراجعه معين و آگهي نشده باشد .

ماده45- مأموران ثبت احوال صحت اعلامات را تسجيل و ولادت را در دفتر وقايع حياتي ثبت و طبق آن با ذکر شماره و محل صدور شناسنامه قديم نسب به صدور شناسنامه يا برگ ولادت با قيد شماره شناسايي جديد مبادرت خواهند نمود اطلاعيه و اداره ثبت احوال محل صدور شناسنامه سابق ارسال خواهند داشت تا مراتب در اسناد سابق منعکس و اسناد سابق از دسترس خارج و به بايگاني راکد منتقل گردد .

تبصره – هر گاه تابعيت مورد ترديد واقع گردد و مدارکي براي احراز تابعيت تسليم نگردد پس از احراز تابعيت توسط مأموران انتظامي ثبت احوال اقدام خواهد نمود .

ماده 46- سازمان ثبت احوال کشور پايان مهلت تعويض شناسنامه هر گروه سني را طي آگهي و وساي ارتباط جمعي به اطلاع عموم خواهد رسانيد و پس از انتشار آگهي مذکور شناسنامه هاي سابق آن گروه بي اعتبار بوده و اسناد مربوط از دسترس خارج و به بايگاني راکد منتقل خواهد شد ادارات دولتي و شهرداري ها و کليه مراجع رسمي و دفاتر اسناد رسمي و ازدواج و طلاق و بانک ها و عموم مووسسات و بخشهاي خصوصي پس از انتشار آگهي پايان مهلت هر گروه سني منحصرا شناسنامه هاي جديد را ملاک هويت قانوني آن گروه قرار خواهند داد .

تبصره – افرادي که در مهلت هاي مقرر گروه سني مراجعه نکنند پس از اعلام مختلف به دادگاه به تعويض شناسنامه آنان مبادرت خواهد شد .

فصل دهم – تهيه مقدمات اجراي قانون

ماده 47- وزارت کشور مکلف است در مدت يک سال از تاريخ تصويب آن قانون مقدمات اجراي آن را از حيث تهيه وسايل کار و تجهيزات و تامين کارکنان لازم و آموزش آنان فراهم نمايد .

دولت اعتبار لازم براي اجراي اين قانون را تامين خواهد نمود .

فصل يازدهم – مقررات کيفري

ماده 48- اشخاصي که از وظايف مذکور در مواد 16و19و24و26و35 و تبصره ماده 26 و تبصره يک ماده 36 و مواد 38 و 43 خودداري کنند يا با در دست داشتن شناسنامه اقدام به اخذ المثني نمايند مورد تعقيب قرار گرفته و علاوه بر الزام به انجام تکاليف مقرر به پرداخت دويست و يک تا پنج هزار ريال جزاي نقدي محکوم خواهند شد ولي هر گاه مأموران و مسووليني که به موجب اين قانون وظايفي بر عهده دارند در اجراي آن تاخير يا تعلل و مسووليني که به موجب اين قانون وظايفي بر عهده دارند در اجراي آن تاخير يا تعلل نمايند در دادگاه هاي اداري يا انتظامي طبق ضوابط مربوط تحت تعقيب قرار خواهند گرفت .

ماده 49- اشخاص زير به حبس جنحه اي از شصت و يک روز تا شش ماه محکوم خواهند شد :

الف – اشخاصي که در اعلام ولادت يا مرگ يا هويت برخلاف واقع اظهاري نمايند .

ب- اشخاصي که عالما عامداً پس از رسيدن به سن 18 سال تمام از شناسنامه مکرر استفاده و يا به دريافت شناسنامه مکرر براي خود يا مولي عليه يا به دريافت شناسنامه موهوم مبادرت کنند و يا از شناسنامه ديگري خواه صاحب آن زنده يا مرده باشد به نام هويت خود استفاده نمايند .

ج- ماما يا پزشکي که در مورد ولادت و مرگ گواهي خلاف واقع صادر کند .

د- اشخاصي که در مورد ولادت و مرگ شهادت دروغ بدهد که شهادت آنان منجر به تنظيم سند ولادت و يا مرگ گردد.

ماده 50 – افراد بيگانه که قبل از احراز تابعيت ايراني به منظور ايراني قلمداد کردن خود موجب تنظيم اسناد سجلي يا دريافت شناسنامه شوند به حبس جنحه اي از سه ماه تا يک سال محکوم خواهد شد .

ماده 51- هر کس عامل عامداً پدر و يا مادر طفل را به غير از پدر و مادر واقعي در اسناد و دفاتر ثبت احوال اظهار و برگ و لادت يا شناسنامه دريافت کند به حبس جنحه اي از شش ماه تا سه سالا محکوم خواهد شد .

تبصره – در مواردي که پدر يا مادر طفل معلوم نباشد و هم چنين موارد مذکور در قانون حمايت کودکان بدون سرپرست از مشمول اين ماده مستثني مي باشند .

ماده 52- مأموراني که عالماً عامداً در جرايم مذکور در مواد 49و50و51 اين قانون به هر نحوي از انحاء کمک نمايد يا گواهي هاي خلاف را ملاک اجراي وظايف قانوني خود قرار دهند به مجازات مرتکب اصلي محکوم خواهند شد .

ماده 53- آيين نامه هاي اجرايي اين قانون و نمونه هاي اوراق و اسناد مربوط وسيله وزارت کشور و وزارت دادگستري تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد .

ماده 54- از تاريخ اجراي اين قانون و پايان مهلت هاي معين قوانين ثبت احوال مصوب بيست مرداد 1307 و يازده آذر 1310 و اول بهمن 1312 و دوم ارديبهشت 1319 لغو بر قانوني که در مقام اجرا معارض اين قانون باشد بالااثر است .

ماده 55- وزارت کشور ، وزارت امور خارجه و وزارت دادگستري مأمور اجراي اين قانون هستند.

برای خرید و دانلود تمام متن قانون مدنی در یک فایل قابل ویرایش روی لینک زیر کلیک کنید :

10,000 ریال – خرید
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کد امنیتی *