شرکت های سهامی – انحلال وتصفيه

0

 

شرکت های تجارتی – شرکت های سهامی

بخش 9 – انحلال وتصفيه

ماده 199 – شركت سهامي در موارد زيرمنحل مي شود :

1 – وقتي كه شركت موضوعي را كه براي آن تشكيل شده است انجام داده يا انجام آن غيرممكن شده باشد.

2 – در صورتي كه شركت براي مدت معين تشكيل گرديده وآن مدت منقضي شده باشد مگراين كه مدت قبل از انقضاء تمديد شده باشد.

3 – درصورت ورشكستگي .

4 – درهرموقع كه مجمع عمومي فوق العاده صاحبان سهام به هرعلتي راي به انحلال شركت بدهد.

5 – درصورت صدورحكم قطعي دادگاه .

ماده 200 – انحلال شركت درصورت ورشكستگي تابع مقررات مربوط به ورشكستگي است .

ماده 201 – در موارد زير هر ذينفع مي تواند انحلال شركت را از دادگاه بخواهد.

1 – درصورتي كه تايك سال پس از به ثبت رسيدن شركت هيچ اقدامي جهت انجام موضوع آن صورت نگرفته باشد و نيز در صورتي كه فعاليت هاي شركت در مدت بيش از يك سال متوقف شده باشد.

2 – در صورتي كه مجمع عمومي سالانه براي رسيدگي به حساب هاي هريك از سال هاي مالي تا ده ماه از تاريخي كه اساسنامه معين كرده است تشكيل نشده باشد.

3 – درصورتي كه سمت تمام يا بعضي از اعضاي هیأت مديره و همچنين سمت مديرعامل شركت طي مدتي زائد برشش ماه بلامتصدي مانده باشد.

4 – در مورد بندهاي يك و دو ماده 199 در صورتي كه مجمع عمومي فوق العاده صاحبان سهام جهت اعلام انحلال شركت تشكيل نشود ويا راي به انحلال شركت ندهد.

ماده 202 – در مورد بندهاي يك و دو و سه ماده 201 دادگاه بلافاصله بر حسب مورد به مراجعي كه طبق اساسنامه و اين قانون صلاحيت اقدام دارند مهلت متناسبي كه حداكثرازشش ماه تجاوزنكند مي دهدتا در رفع موجبات انحلال اقدام نمايند.

در صورتي كه ظرف مهلت مقررموجبات انحلال رفع نشود دادگاه حكم به انحلال شركت مي دهد.

ماده 203 – تصفيه امور شركت هاي سهامي با رعايت مقررات اين قانون انجام مي گيرد. مگردر مورد ورشكستگي كه تابع مقررات مربوط به ورشكستگي مي باشد.

ماده 204 – امرتصفيه با مديران شركت است مگرآن كه اساسنامه شركت يا مجمع عمومي فوق العاده اي كه راي به انحلال مي دهد ترتيب ديگري مقرر داشته باشد.

ماده 205 – درصورتي كه به هرعلت مديرتصفيه تعيين نشده باشد يا تعيين شده ولي به وظايف خود عمل نكند هرذينفع حق دارد تعيين مديرتصفيه را از دادگاه بخواهد در مواردي نيز كه انحلال شركت به موجب حكم دادگاه صورت مي گيرد مديرتصفيه را دادگاه ضمن صدورحكم انحلال شركت تعيين خواهد نمود.

ماده 206 – شركت به محض انحلال درحال تصفيه محسوب مي شود و بايد در دنبال نام شركت همه جا عبارت درحال تصفيه ذكر شود و نام مدير يا مديران تصفيه در كليه اوراق وآگهي هاي مربوط به شركت قيد گردد.

ماده 207 – نشاني مدير يا مديران تصفيه همان نشاني مركز اصلي شركت خواهد بود مگرآن كه به موجب تصميم مجمع عمومي فوق العاده يا حكم دادگاه نشاني ديگري تعيين شده باشد.

ماده 208 – تاخاتمه امرتصفيه شخصيت حقوقي شركت جهت انجام امور مربوط به تصفيه باقي خواهد ماند و مديران تصفيه موظف به خاتمه دادن كارهاي جاري و اجراي تعهدات و وصول مطالبات وتقسيم دارایی شركت مي باشند و هرگاه براي اجراي تعهدات شركت معاملات جديدي لازم شود مديران تصفيه انجام خواهند داد.

ماده 209 – تصميم راجع به انحلال واسامي مديريا مديران تصفيه و نشاني آنها با رعايت ماده 207 اين قانون بايد ظرف پنج روزا ز طرف مديران تصفيه به مرجع ثبت شركت اعلام شود تا پس از ثبت براي اطلاع عموم در روزنامه رسمي و روزنامه هاي كثيرالانتشاري كه اطلاعيه ها وآگهي هاي مربوط به شركت درآن نشرمي گردد آگهي شود در مدت تصفيه منظور از روزنامه كثيرالانتشار روزنامه كثيرالانتشاري است كه توسط آخرين مجمع عمومي عادي قبل از انحلال تعيين شده است .

ماده 210 – انحلال شركت مادام كه به ثبت نرسيده و اعلان نشده باشد نسبت به اشخاص ثالث بلااثراست .

ماده 211 – از تاريخ تعيين مدير يا مديران تصفيه اختيارات مديران شركت خاتمه يافته و تصفيه شركت شروع مي شود. مديران تصفيه بايد كليه اموال و دفاتر و اوراق و اسناد مربوط به شركت را تحويل گرفته بلافاصله امرتصفيه شركت را عهده دارشوند.

ماده 212 – مديران تصفيه نماينده شركت درحال تصفيه بوده و كليه اختيارات لازم را جهت امرتصفيه حتي از طريق طرح دعوي و ارجاع به داوري وحق سازش دارا مي باشند و مي توانند براي طرح دعاوي و دفاع از دعاوي وكيل تعيين نمايند. محدود كردن اختيارات مديران تصفيه باطل و كان لم يكن است .

ماده 213 – انتقال دارایی شركت درحال تصفيه كلاً يا بعضاً به مدير يا مديران تصفيه و يا به اقارب آنها از طبقه اول و دوم تا درجه چهارم ممنوع است . هرنقل وانتقال كه برخلاف مفاد اين ماده انجام گيرد باطل خواهد بود.

ماده 214 – مدت مأموریت مدير يا مديران تصفيه نبايد از دو سال تجاوز كند. اگر تا پايان مأموریت مديران تصفيه امرتصفيه خاتمه نيافته باشد مدير يا مديران تصفيه بايد ذكرعلل وجهات خاتمه نيافتن تصفيه امور شركت مهلت اضافي را كه براي خاتمه دادن به امرتصفيه لازم مي‌دانند و تدابيري را كه جهت پايان دادن به امرتصفيه درنظرگرفته اند به اطلاع مجمع عمومي صاحبان سهام رسانيده تمديد مدت مأموریت خود را خواستارشوند.

ماده 215 – هرگاه مدير يا مديران تصفيه توسط دادگاه تعيين شده باشند تمديد مدت مأموریت آنان با رعايت شرايط مندرج در ماده 214 با دادگاه خواهدبود.

ماده 216 – مديريا مديران تصفيه توسط همان مرجعي كه آنان را انتخاب كرده است قابل عزل مي باشند.

ماده 217 – مادام كه امرتصفيه خاتمه نيافته است مديران تصفيه بايد همه ساله مجمع عمومي عادي صاحبان سهام شركت را با رعايت شرايط و تشريفاتي كه در قانون و اساسنامه پيش بيني شده است دعوت كرده صورت دارایی منقول و غيرمنقول و ترازنامه و حساب سود و زيان عمليات خود را به ضميمه گزارشي حاكي از اعمالي كه تا آن موقع انجام داده اند به مجمع عمومي مذكور تسليم كنند .

ماده 218 – درصورتي كه به موجب اساسنامه شركت ياتصميم مجمع عمومي صاحبان سهام براي دوره تصفيه يك يا چند ناظر معين شده باشد ناظر بايد به عمليات مديران تصفيه رسيدگي كرده گزارش خود را به مجمع عمومي عادي صاحبان سهام تسليم كند.

ماده 219 – در مدت تصفيه دعوت مجمع عمومي در كليه موارد به عهده مديران تصفيه است . هرگاه مديران تصفيه به اين تكليف عمل نكنند ناظرمكلف به دعوت مجمع عمومي خواهد بود ودر صورتي كه ناظر نيز به تكليف خود عمل نكند يا ناظرپيش بيني يا معين نشده باشد دادگاه به تقاضاي هرذينفع حكم به تشكيل مجمع عمومي خواهدداد.

ماده 220 – صاحبان سهام حق دارند مانند زمان قبل از انحلال شركت از عمليات وحساب ها درمدت تصفيه كسب اطلاع كنند.

ماده 221 – در مدت تصفيه مقررات راجع به دعوت وتشكيل مجامع عمومي و شرايط حد نصاب و اكثريت مجامع مانند زمان قبل از انحلال بايد رعايت شود و هرگونه دعوت نامه و اطلاعيه اي كه مديران تصفيه براي صاحبان سهام منتشر مي كنند بايد در روزنامه كثيرالانتشاري كه اطلاعيه ها وآگهي هاي مربوط به شركت درآن درج مي گردد منتشرشود.

ماده 222 – در مواردي كه به موجب اين قانون مديران تصفيه مكلف به دعوت مجامع عمومي وتسليم گزارش كارهاي خود مي باشند هرگاه مجمع عمومي مورد نظر دو مرتبه با رعايت تشريفات مقرر در اين قانون دعوت شده ولي تشكيل نگردد و يا اين كه تشكيل شده و نتواند تصميم بگيرد مديران تصفيه بايد گزارش خود و صورت حساب هاي مقرردر ماده 217 اين قانون را در روزنامه كثيرالانتشاري كه اطلاعيه ها وآگهي هاي مربوط به شركت درآن درج مي گردد براي اطلاع عموم سهامداران منتشر كنند.

ماده 223 – آن قسمت از دارایی نقدي شركت كه در مدت تصفيه مورد احتياج نيست بين صاحبان سهام به نسبت سهام تقسيم مي شود به شرط آن كه حقوق بستانكاران ملحوظ و معادل ديوني كه هنوز موعد تاديه آن نرسيده است موضوع شده باشد.

ماده 224 – پس ازختم تصفيه و انجام تعهدات و تاديه كليه دين دارایی شركت بدواً به مصرف بازپرداخت مبلغ اسمي سهام به سهامداران خواهد رسيد و مازاد به ترتيب مقرر در اساسنامه شركت و در صورتي كه اساسنامه ساكت باشد به نسبت سهام بين سهامداران تقسيم خواهدشد.

ماده 225 – تقسيم دارایی شركت بين صاحبان سهام خواه در مدت تصفيه و خواه پس ازآن ممكن نيست مگرآن كه شروع به تصفيه و دعوت بستانكاران قبلاً سه مرتبه و هر مرتبه به فاصله يك ماه در روزنامه رسمي و روزنامه كثيرالانتشاري كه اطلاعيه ها و آگهي هاي مربوط به شركت در آن درج مي گردد آگهي شده ولااقل شش ماه ازتاريخ انتشار اولين آگهي گذشته باشد.

ماده 226 – تخلف از ماده 225 مديران تصفيه را مسئول خسارت بستانكاراني قرارخواهد داد كه طلب خود را دريافت نكرده اند.

ماده 227 – مديران تصفيه مكلفند ظرف يك ماه پس ازختم تصفيه مراتب را به مرجع ثبت شركت ها اعلام دارند تا به ثبت رسيده و در روزنامه رسمي و روزنامه كثيرالانتشاري كه اطلاعيه ها وآگهي هاي مربوط به شركت درآن درج مي گردد آگهي شود و نام شركت از دفترثبت شركت ها و دفترثبت تجارتي حذف گردد.

ماده 228 – پس از اعلام ختم تصفيه مديران تصفيه بايد وجوهي را كه باقي مانده است درحساب مخصوصي نزديكي از بانك هاي ايران توديع وصورت اسامي بستانكاران و صاحبان سهامي را كه حقوق خود را استيفا نكرده اند نيز به آن بانك تسليم و مراتب را طي آگهي مذكور در همان ماده به اطلاع اشخاص ذينفع برسانند تا براي گرفتن طلب خود به بانك مراجعه كنند. پس از انقضای ده سال از تاريخ انتشارآگهي ختم تصفيه هرمبلغ از وجوه كه در بانك باقيمانده باشد درحكم مال بلاصاحب بوده و از طرف بانك با اطلاع دادستان شهرستان محل به خزانه دولت منتقل خواهد شد.

ماده 229 – دفاتر و ساير اسناد و مدارك شركت تصفيه شده بايد تا ده سال از تاريخ اعلام ختم تصفيه محفوظ بماند به اين منظور مديران تصفيه بايد مقارن اعلام ختم تصفيه به مرجع ثبت شركت ها دفاتر و اسناد و مدارك مذكور را نيز به مرجع ثبت شركت ها تحويل دهند تا نگهداري و براي مراجعه اشخاص ذينفع آماده باشد.

ماده 230 – درصورتي كه مديرتصفيه قصد استعفا ازسمت خود را داشته باشد بايد مجمع عمومي عادي صاحبان سهام شركت را جهت اعلام استعفاي خود و تعيين جانشين دعوت نمايد. درصورتي كه مجمع عمومي عادي مزبورتشكيل نشود يا نتواند مديرتصفيه جديدي را انتخاب كند و نيز هرگاه مديرتصفيه توسط دادگاه تعيين شده باشد مديرتصفيه مكلف است كه قصد استعفاي خود را به دادگاه اعلام كند و تعيين مديرتصفيه جديد را از دادگاه بخواهد. درهرحال استعفاي مديرتصفيه تا هنگامي كه جانشين او به ترتيب مذكور در اين ماده انتخاب نشده و مراتب طبق ماده 209 اين قانون ثبت و آگهي نشده باشد كان لم يكن است .

ماده 231 – در صورت فوت يا حجر يا ورشكستگي مديرتصفيه اگر مديران تصفه متعدد باشند و مديرتصفيه متوفي يا محجور يا ورشكسته توسط مجمع عمومي شركت انتخاب شده باشد مديريا مديران تصفيه باقيمانده بايد مجمع عمومي عادي شركت را جهت انتخاب جانشين مديرتصفيه متوفي يا محجور يا ورشكسته دعوت نمايد و در صورتي كه مجمع عمومي عادي مزبورتشكيل نشود يا نتواند جانشين مديرتصفيه متوفي يا محجور يا ور شكسته را انتخاب كند يا درصورتي كه مديرتصفيه متوفي يا محجور يا ورشكسته توسط دادگاه تعيين شده باشد مدير يا مديران تصفيه باقيمانده مكلفند تعيين جانشين مديرتصفيه متوفي يا محجوريا ورشكسته را ازدادگاه بخواهند.

اگرامرتصفيه منحصراً به عهده يك نفر باشد در صورت فوت يا حجر يا ورشكستگي مديرتصفيه درصورتي كه مديرتصفيه توسط مجمع عمومي شركت انتخاب شده باشد هرذينفع مي تواند از مرجع ثبت شركت ها بخواهد كه مجمع عمومي عادي صاحبان سهام شركت را جهت تعيين جانشين مديرتصفيه مذكور دعوت نمايد و درصورتي كه مجمع عمومي عادي مزبورتشكيل نگردد يا نتواند جانشين مديرتصفيه را انتخاب نمايد يا درصورتي كه مديرتصفيه متوفي يا محجور يا ورشكسته توسط دادگاه تعيين شده باشد هرذينفع مي تواند تعيين جانشين را از دادگاه بخواهد.

برای خرید و دانلود تمام متن قوانین و مقررات تجارت و ورشکستگی در یک فایل قابل ویرایش بر روی لینک زیر کلیک کنید :

5,000 ریال – خرید
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کد امنیتی *